سال ۱۹۸۵، استیو جابز شرکتی را ترک کرد که خودش در ساختنش نقش داشت. اختلاف با مدیران اپل چنان بالا گرفته بود که بنیانگذار جوان عملاً قدرتش را از دست داد و کنار گذاشته شد. در آن زمان، اخراج از اپل بزرگترین شکست زندگی حرفهای او به نظر میرسید؛ اما همین شکست فرصتی فراهم کرد تا جابز تجربههای تازهای به دست آورد و بیش از یک دهه بعد، برای نجات شرکتی بازگردد که به بحران رسیده بود.
جابز مهندس اصلی رایانههای اپل نبود و تقریباً هیچیک از محصولات مشهور شرکت را بهتنهایی نساخت. استعداد اصلی او در نقطه دیگری قرار داشت: تشخیص فناوریهای آینده، سادهکردن تجربه استفاده از آنها و متقاعدکردن گروهی از طراحان، مهندسان و مشتریان به اینکه محصولی متفاوت امکانپذیر است. همین توانایی به تولد محصولاتی مانند مکینتاش، آیپاد، آیفون و آیپد کمک کرد.

استیو جابز که بود؟
استیون پل جابز، متولد ۲۴ فوریه ۱۹۵۵ در سانفرانسیسکو، کارآفرین و یکی از بنیانگذاران اپل بود. او همراه استیو وزنیاک و رونالد وین، اپل را در سال ۱۹۷۶ راهاندازی کرد و به یکی از چهرههای اصلی انقلاب رایانههای شخصی تبدیل شد.
جابز علاوه بر اپل، شرکت کامپیوتری NeXT را تأسیس کرد و نقش مهمی در تبدیل پیکسار به یکی از موفقترین استودیوهای انیمیشن جهان داشت. پس از بازگشت به اپل نیز مسیر این شرکت را از یک سازنده رایانه بحرانزده به مجموعهای تأثیرگذار در صنعت موسیقی، تلفن همراه و سرگرمی دیجیتال تغییر داد.
او در ۵ اکتبر ۲۰۱۱، در ۵۶سالگی درگذشت. بااینحال، فلسفه محصول، طراحی و ساختار مدیریتیای که در اپل شکل داد، سالها پس از مرگش نیز در این شرکت دیده میشود.
فرزندخواندگی و کودکی در سیلیکونولی
مادر و پدر زیستی جابز، جوانا شیبل و عبدالفتاح جندلی، اندکی پس از تولد او تصمیم گرفتند فرزندشان را به خانواده دیگری بسپارند. پل و کلارا جابز سرپرستی او را پذیرفتند و استیو در منطقهای بزرگ شد که بعدها به قلب صنعت فناوری آمریکا تبدیل شد.
پل جابز مکانیک بود و استیو را با ساختن، بازکردن و تعمیر وسایل آشنا کرد. جابز بعدها از دقت پدرش سخن میگفت؛ از اینکه حتی بخشهایی از یک وسیله که دیده نمیشوند نیز باید درست و زیبا ساخته شوند. این نگرش را میتوان در حساسیت شدید او به طراحی داخلی و خارجی محصولات اپل مشاهده کرد.
استیو در مدرسه دانشآموزی باهوش اما ناسازگار بود. او به الکترونیک علاقه داشت، ولی شخصیتش با آموزش رسمی هماهنگ نبود. آشنایی با استیو وزنیاک، مهندس جوان و درونگرایی که توانایی فنی فوقالعادهای داشت، مهمترین اتفاق این دوره بود. وزنیاک میتوانست دستگاههایی را بسازد که جابز راه تبدیلکردن آنها به محصول را پیدا میکرد.

ترک دانشگاه و کلاسی که سالها بعد به مکینتاش رسید
جابز در سال ۱۹۷۲ وارد کالج رید شد، اما پس از حدود شش ماه تحصیل رسمی را رها کرد. شهریه کالج برای خانوادهاش سنگین بود و او نیز احساس میکرد کلاسهای اجباری ارزش این هزینه را ندارند. بااینحال، مدتی بهصورت آزاد در کلاسهای موردعلاقهاش شرکت کرد.
یکی از این کلاسها خوشنویسی بود. جابز در سخنرانی مشهور خود در دانشگاه استنفورد توضیح داد که آن زمان کاربرد عملی این درس را نمیدانست؛ اما سالها بعد، هنگام طراحی مکینتاش، آشنایی او با تایپوگرافی به استفاده از قلمهای متنوع و فاصلهگذاری متناسب حروف کمک کرد.
پس از ترک کالج، جابز مدتی در شرکت بازیسازی آتاری کار کرد و سپس به هند سفر کرد. علاقه به ذن بودیسم، سادگی و تمرکز، بعدها بخشی از تصویر عمومی و سلیقه طراحی او شد؛ هرچند نباید تمام تصمیمهای حرفهای جابز را فقط با این تجربه توضیح داد.
تأسیس اپل؛ ترکیب مهندسی وزنیاک و جاهطلبی جابز
در سال ۱۹۷۶، جابز و وزنیاک کار روی رایانه Apple I را آغاز کردند. رونالد وین نیز برای مدت کوتاهی شریک آنها بود، اما خیلی زود سهم خود را فروخت. برخلاف روایتهای افسانهای، همه مراحل ساخت رایانه در گاراژ خانه خانواده جابز انجام نشد؛ گاراژ بیشتر به نمادی از آغاز کوچک اپل تبدیل شده است.
وزنیاک طراح فنی اصلی Apple I و Apple II بود. نقش جابز بیشتر در تأمین قطعات، یافتن مشتری و تبدیل پروژه به یک کسبوکار جدی دیده میشد. Apple II با موفقیت تجاری خود، اپل را از یک فعالیت کوچک به شرکتی مهم در صنعت رایانه تبدیل کرد.
اپل در سال ۱۹۸۰ وارد بورس شد و جابز در ۲۵سالگی به یک میلیونر تبدیل شد. اما جاهطلبی او به فروش رایانههای موجود محدود نبود. بازدید از مرکز پژوهشی زیراکس پارک، او را با رابط گرافیکی و ماوس آشنا کرد. اپل این ایدهها را عیناً اختراع نکرد، ولی آنها را توسعه داد و در قالب محصولی قابل عرضه به بازار گستردهتری رساند.
مکینتاش؛ پیروزی بزرگ و آغاز سقوط
مکینتاش در ژانویه ۱۹۸۴ معرفی شد. این رایانه با رابط گرافیکی، ماوس و تبلیغ مشهور «۱۹۸۴» قرار بود کامپیوتر را از ابزاری تخصصی به محصولی قابلفهم برای مردم عادی تبدیل کند.
جابز مدیری الهامبخش اما بسیار سختگیر بود. او جزئیات کوچک طراحی را دنبال میکرد، اهدافی تعیین میکرد که گاهی غیرممکن به نظر میرسیدند و میتوانست افراد را به عملکردی فراتر از انتظار سوق دهد. در مقابل، کارکنان و همکاران سابق از تحقیر، عصبانیت و تغییر ناگهانی نظر او نیز سخن گفتهاند.
فروش اولیه مکینتاش پس از موج نخست تبلیغات کاهش یافت. همزمان، اختلاف جابز با جان اسکالی، مدیرعاملی که خودش برای حضور در اپل متقاعد کرده بود، شدت گرفت. هیئتمدیره از اسکالی حمایت کرد و جابز در سال ۱۹۸۵ مسئولیت اجرایی خود را از دست داد. او کمی بعد اپل را ترک کرد.
این ماجرا گاهی با عبارت «اخراج مستقیم بنیانگذار» خلاصه میشود؛ اما واقعیت دقیقتر این است که جابز پس از شکست در نبرد قدرت، اختیاراتش را از دست داد و سپس از شرکت استعفا کرد.
NeXT و پیکسار؛ سالهایی که جابز را تغییر دادند
جابز پس از خروج از اپل، شرکت NeXT را تأسیس کرد. رایانههای این شرکت طراحی چشمگیری داشتند، اما گران بودند و موفقیت تجاری بزرگی پیدا نکردند. در مقابل، نرمافزار NeXT و سیستمعامل آن چنان ارزشمند بود که بعدها به پایهای برای سیستمعاملهای مدرن اپل تبدیل شد.
جابز در سال ۱۹۸۶ بخش گرافیک رایانهای شرکت لوکاسفیلم را خرید؛ مجموعهای که بعدها پیکسار نام گرفت. پیکسار سالها برای رسیدن به سودآوری تلاش کرد و جابز میلیونها دلار در آن سرمایهگذاری کرد. اکران Toy Story در سال ۱۹۹۵ همهچیز را تغییر داد. این اثر نخستین فیلم بلند کاملاً رایانهای بود و موفقیت آن پیکسار را به قدرتی تازه در صنعت انیمیشن تبدیل کرد.
جابز انیماتور یا کارگردان فیلمهای پیکسار نبود. سهم مهم او تأمین مالی، حمایت سازمانی و ایجاد رابطه تجاری با دیزنی بود. دیزنی در سال ۲۰۰۶ پیکسار را خرید و جابز به بزرگترین سهامدار فردی دیزنی تبدیل شد.

بازگشت به اپل؛ شکستی که به نقطه عطف تبدیل شد
اپل در سال ۱۹۹۶ برای دستیابی به فناوری نرمافزاری NeXT، این شرکت را خرید. معاملهای که قرار بود یک سیستمعامل تازه به اپل بدهد، جابز را نیز به شرکتی بازگرداند که ۱۱ سال قبل ترک کرده بود.
اپل در آن دوره با محصولات متعدد، مدیریت آشفته و زیان مالی دستوپنجه نرم میکرد. جابز ابتدا مشاور و سپس مدیرعامل موقت شد. او تعداد پروژهها را بهشدت کاهش داد و محصولات شرکت را در چهار گروه اصلی متمرکز کرد. همچنین با مایکروسافت به توافق رسید تا توسعه آفیس برای مک ادامه پیدا کند و مایکروسافت ۱۵۰ میلیون دلار در اپل سرمایهگذاری کند.
عرضه iMac در سال ۱۹۹۸ نماد بازگشت اپل شد. طراحی رنگارنگ و متفاوت آن نشان داد رایانه شخصی لازم نیست جعبهای خاکستری و بیهویت باشد. جابز این بار فقط کارآفرین جوان و عصیانگر دهه ۱۹۸۰ نبود؛ او اهمیت زنجیره تأمین، بازاریابی، تمرکز محصول و انتخاب مدیران توانمند را نیز آموخته بود.
آیپاد، آیفون و تغییر مسیر صنایع مختلف
اپل در سال ۲۰۰۱ آیپاد را معرفی کرد و دو سال بعد فروشگاه iTunes را راه انداخت. ترکیب دستگاه، نرمافزار و فروشگاه موسیقی، شیوه خرید و شنیدن موسیقی را تغییر داد. این مدل یکپارچه بعدها به اساس بسیاری از محصولات اپل تبدیل شد.
مهمترین رونمایی جابز در ژانویه ۲۰۰۷ رقم خورد. او آیفون را بهعنوان ترکیبی از تلفن همراه، آیپاد و ابزار ارتباط اینترنتی معرفی کرد. آیفون نخستین گوشی هوشمند جهان نبود، اما نمایشگر لمسی چندنقطهای، مرورگر، نرمافزار و طراحی آن تعریف بازار گوشی هوشمند را تغییر داد.
نباید موفقیت این محصولات را دستاورد انفرادی جابز دانست. افرادی مانند جانی آیو، تونی فادل و هزاران طراح، برنامهنویس و مهندس در ساخت آنها نقش داشتند. مهارت جابز در انتخاب ایده، حذف ویژگیهای اضافی و ایجاد هماهنگی میان سختافزار، نرمافزار و خدمات بود.

شخصیت و سبک مدیریت استیو جابز
جابز به تمرکز شدید و نهگفتن به پروژههای متعدد شهرت داشت. در مصاحبه تاریخ شفاهی اسمیتسونین در سال ۱۹۹۵، حفظ کیفیت نیروی انسانی را بخشی از وظیفه خود توصیف کرد. او معتقد بود افراد درجهیک ترجیح میدهند با افراد توانمند دیگری کار کنند.
این کمالگرایی میتوانست محصولات درخشانی بسازد، اما برای اطرافیان نیز آزاردهنده باشد. والتر آیزاکسون برای نگارش زندگینامه جابز با خود او و بیش از صد نفر از اعضای خانواده، دوستان، همکاران و رقبایش گفتوگو کرد. حاصل این مصاحبهها تصویری پیچیده است: مدیری خلاق و متقاعدکننده که همزمان میتوانست بیرحم، کنترلگر و ناعادلانه باشد.
اصطلاح «میدان تحریف واقعیت» برای توصیف توانایی جابز در متقاعدکردن دیگران به ممکنبودن اهداف دشوار رواج یافت. این ویژگی گاهی تیمها را به دستاوردهای غیرمنتظره میرساند و گاهی باعث نادیدهگرفتن محدودیتهای واقعی میشد.
خانواده و بیماری استیو جابز
جابز در سال ۱۹۹۱ با لورین پاول ازدواج کرد. آنها سه فرزند داشتند. او همچنین از رابطهای پیشین دختری به نام لیزا برنان جابز داشت. استیو ابتدا پدر بودن خود را انکار کرد، اما بعدها رابطه او و لیزا تا حدی ترمیم شد. رفتار اولیه جابز با مادر و دخترش یکی از بخشهای بحثبرانگیز زندگی شخصی او است.
در سال ۲۰۰۳، پزشکان وجود نوعی نادر از تومور نورواندوکرین پانکراس را در بدن جابز تشخیص دادند. این بیماری با سرطان شایع و تهاجمیتر پانکراس یکسان نبود. براساس زندگینامه آیزاکسون، جابز حدود ۹ ماه جراحی را به تعویق انداخت و ابتدا روشهای جایگزین را امتحان کرد. نمیتوان با قطعیت گفت انجام فوری جراحی چه تغییری در سرنوشت او ایجاد میکرد، اما تبدیل این تصمیم به توصیه پزشکی خطرناک است.
او در سال ۲۰۰۴ جراحی شد و در سال ۲۰۰۹ پیوند کبد انجام داد. وضعیت جسمی جابز بهتدریج ضعیفتر شد و در اوت ۲۰۱۱ از مدیرعاملی اپل کناره گرفت. تیم کوک جانشین او شد. استیو جابز در ۵ اکتبر همان سال درگذشت و اپل نیز همان روز خبر مرگ او را اعلام کرد.
فکتهای جالب درباره استیو جابز
- نام کامل او استیون پل جابز بود.
- جابز تحصیلات دانشگاهی خود را به پایان نرساند.
- استیو وزنیاک طراح فنی اصلی نخستین رایانههای اپل بود.
- رونالد وین، سومین بنیانگذار اپل، خیلی زود سهم خود را فروخت.
- نام رایانه Lisa با نام دختر جابز یکسان بود.
- جابز در دورهای همزمان مدیرعامل اپل و پیکسار بود.
- تیم سازنده مکینتاش در ساختمان خود پرچم دزدان دریایی نصب کرده بود.
- سیستمعامل NeXT یکی از پایههای فنی macOS و سپس iOS شد.
- لباس مشهور یقهاسکی مشکی او را ایسی میاکه، طراح ژاپنی، تولید میکرد.
- جابز هنگام سخنرانی استنفورد از تشخیص سرطان خود خبر داشت.
میراث استیو جابز
استیو جابز مخترع تنهایی نبود که تمام محصولات اپل را شخصاً طراحی کرده باشد. میراث واقعی او در ایجاد پیوند میان فناوری، طراحی، تجارت و داستانگویی قرار داشت. او نشان داد شیوه کارکرد یک محصول بهاندازه مشخصات فنی آن اهمیت دارد و حتی بستهبندی، فروشگاه و نحوه معرفی محصول میتوانند بخشی از تجربه کاربر باشند.
داستان زندگی جابز بههمان اندازه که درباره موفقیت است، درباره شکست نیز هست. خروج از اپل او را به ساخت NeXT و پرورش پیکسار رساند؛ تجربههایی که ابزار بازگشتش را فراهم کردند. مردی که زمانی کنترل شرکتش را از دست داده بود، در بازگشت دوم، اپل را به یکی از اثرگذارترین شرکتهای عصر دیجیتال تبدیل کرد.

