خلبانی که جنگنده سری شوروی را دزدید!

خلبانی که جنگنده سری شوروی را دزدید!

چهل سال قبل، هنگامی که ویکتور بلنکو به ایالات متحده آمریکا پناهنده شد، سوار بر یک فروند جنگنده سری میگ 25 شوروی بود.

6 سپتامبر سال 1976، هواپیمایی از میان ابرهای شهر هاکوداته، در شمال جزیره هوکایدو ژاپن، پدیدار شد. این هواپیما در واقع یک جت دو موتوره بود، اما نه از آن دست جت های کوتاه بُردی که در آسمان هاکوداته دیده شده بودند. این جت خاکستری عظیم برچسب ستاره سرخ اتحاد جماهیر شوروی را روی خود داشت. هیچ کس در غرب تا به حال چنین جت جنگنده ای ندیده بود.

این جت در باند آسفالت هاکوداته فرود آمد، باند فرودی که مشخص شد، به اندازه کافی طویل نیست. جت صدها پا به زمین کشیده شد تا در نهایت متوقف شد.

خلبان از کابین خلبان جت خارج شد و از تپانچه خود دو بار به نشانه هشدار شلیک کرد. رانندگان کنار جاده فرودگاه از این منظره عجیب عکس گرفتند. چند دقیقه بعد مقامات فرودگاه به باند فرود  آمدند. پس از این، خلبان 29 ساله، ستوان نیروی هوایی شوروی، ویکتور ایوانویچ بلنکو، اعلام کرد، می خواهد پناهنده شود.

این به هیچ وجه یک فرار معمولی نبود. بلنکو به هیچ سفارت خارجی مراجعه نکرده بود یا در یک بندر خارجی از کشتی پیاده نشده بود. بلکه او با جتی مرموز بیش از 400 مایل (634 کیلومتر) را پیموده بود، بله چیزی که اکنون در انتهای باند فرود یک شهر کوچک ژاپنی، فرود آمده بود یک جنگنده میکویان گورویچ- میگ 25 (MiG-25) بود. این هواپیما سری ترین جنگنده ای بود که اتحاد جماهیر شوروی تا آن زمان ساخته بود.

کشورهای غربی برای اولین بار در حوالی سال 1970 از این جنگنده آگاه شدند. در آن زمان عکس های ماهواره های جاسوسی اطلاعاتی نشان داد، شوروی مخفیانه در حال آزمایش یک نوع جت جدید است. این سری جنگنده ها شبیه دیگر جنگنده ها بودند و یکی از ویژگی های آن، بال های بسیار بزرگ جت، موجب نگرانی غرب شده بود.

بمب افکن ایکس‌ بی ۷۰ با سرعتی سه برابر صوت پرواز می کند
بمب افکن ایکس‌ بی ۷۰ با سرعتی سه برابر صوت پرواز می کند

بال های بزرگ در جنگنده ها ویژگی بسیار مفیدی محسوب می شوند، این بال های بزرگ به بلند شدن و اوج گرفتن هواپیما کمک می کنند و همچنین باعث توزیع مناسب وزن در سراسر بال می شوند. این ویژگی هواپیما را چابک تر و چرخش آن را آسان تر می کند.

این جت شوروی این ویژگی را با دو موتور بسیار بزرگ ترکیب کرده بود. این جت جنگنده با چه سرعتی پرواز می کرد؟ آیا هیچ هواپیمای دیگری در نیروی هوایی ایالات متحده و یا نیروهای نظامی دیگر، قادر به برابری با این جت مخوف بود؟

نیروی هوایی اسرائیل در مارس سال 1971، متوجه هواپیمای جدید عجیبی شد که 3.3 ماخ سرعت داشت، یعنی سه برابر سرعت صوت و تا ارتفاع 63 هزار پایی (نزدیک به 20 کیلومتر) پرواز می کرد. اسرائیلی ها و مشاوران اطلاعاتی آمریکا، هرگز چنین چیزی ندیده بودند. در رویت دوم که چند روز بعد اتفاق افتاد، جنگنده های اسرائیلی سعی کردند، این جت اسرار آمیز را شکار کنند، اما حتی به آن نزدیک هم نشدند.

نوامبر همان سال، نیروی های هوایی اسرائیل، برای به چنگ آوردن یکی از این مزاحمان مرموز کمین کردند و حتی موشکی را از فاصله 30 هزار پایی پرتاب کردند که فایده ای نداشت. این موشک خیلی کندتر از چیزی بود که به این هدف ناشناس اصابت کند، جت مرموز سه برابر سرعت صوت پرواز می کرد و چنان سریع بود که قبل از انفجار موشک از منطقه خطر خارج شده بود.

پنتاگون که خود را در مواجه با یک بحران جدی در جنگ سرد می دید، باور داشت که این همان جتی است که در عکس های ماهواره ای مشاهده شده است. مقامات امنیتی آمریکا ناگهان خود را در مواجه با جنگنده شوروی دیده بودند که می توانست از هر چیز دیگری در نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا پیشی بگیرد.

آمریکایی ها تصور می کردند، با جنگنده ای طرفند که از هر هواپیمای جنگنده دیگری سریع تر است
آمریکایی ها تصور می کردند، با جنگنده ای طرفند که از هر هواپیمای جنگنده دیگری سریع تر است

به گفته استفن تریمبل، سردبیر وب سایت فلایت‌گلوبال، این یک سو برداشت کلاسیک نظامی بود: “به نظر می رسید، آنها توانایی های (جت شوروی) را تنها به جهت ظاهر، اندازه بال ها و بزرگی جثه اش دست بالا گرفته بودند. مقامات امنیتی و اطلاعاتی می دانستند این جت، می تواند بسیار سریع باشد و همچنین فکر می کردند، قابلیت مانور بالایی دارد. آنها درباره مورد اول درست می گفتند، اما راجع به مورد دوم، چندان حق با آنها نبود.”

چیزی که ماهواره های ایالات متحده مشاهده کرده بودند و رادارهای اسرائیل قادر به ردیابی آن بودند، مدلی از همین جنگنده های میگ 25 بود. این جنگنده ها در واکنش به ساخت یک سری از هواپیماهای آمریکا در دهه 1960، ساخته شده بودند، آمریکا در آن زمان در حال آماده کردن، مجموعه ای از هواپیماها، از جنگنده های اف 108 تا لاکهید اس ‌آر-۷۱ بلک ‌برد و بمب افکن ایکس‌ بی ۷۰ بود که آماده به خدمت در نیروی هوایی می شدند. همه این هواپیماها در یک چیز مشترک بودند، همه آنها سرعتی سه برابر صوت داشتند.

در دهه 1950، اتحاد جماهیر شوروی پیشرفت های چشمگیری در زمینه هوانوردی کرده بود. آنها بمب افکن هایی ساخته بودند که می توانستند به همان سرعت بمب کن بی-۵۲ استراتوفورترس آمریکا پرواز کنند. همچنین جنگنده های شوروی که بسیاری از آنها توسط دفتر طراحی میگ ساخته شده بودند، با وجودی که از لحاظ رادار و دیگر لوازم الکترونیکی کاملا پیچیده نبودند، با همتایان آمریکایی خود رقابت می کردند.

اما جهش تکنولوژیکی مورد نیازی که سرعت یک هواپیما را از 2 ماخ به 3 ماخ برساند، چالش بزرگی محسوب می شد. این چیزی بود که طراحان شوروی مجبور بودند با بیشترین سرعت ممکن انجام دهند.

تیم طراحی میگ به رهبری، روستیسلاو بیلیاکوف نابغه شروع به کار کرد. برای سرعت بالای پرواز، جنگنده جدید نیاز به موتورهایی داشت که باید میزان زیادی نیروی تراست را آزاد می کردند. تامانسکی، طراح برتر اتحاد جماهیر شوروی، پیش از این موتوری ساخته بود که این تیم طراحی باور داشت، قادر به انجام چنین کاری است. او توربوجت آر-15 را برای پروژه موشک کروز ساخته بود که به نظر برای این مورد مناسب بود. جت میگ جدید نیاز به دو موتور این چنینی داشت که هر کدام قادر به آزاد کردن نیروی تراست 11 تنی بودند.

جنگنده های میگ 25 جثه خیلی بزرگی دارند. با طولی برابر با 64 پا (19.5 متر)، تنها چند پا کوتاه تر از بمب افکن های لنکستر هستند که در دوران جنگ جهانی دوم ساخته شده بودند
جنگنده های میگ 25 جثه خیلی بزرگی دارند. با طولی برابر با 64 پا (19.5 متر)، تنها چند پا کوتاه تر از بمب افکن های لنکستر هستند که در دوران جنگ جهانی دوم ساخته شده بودند

پرواز با سرعت بسیار بالا با وجود فشار مولکول های هوا به هواپیما، اصطکاک زیادی را ایجاد می کند. هنگامی که لاکهید جت اس ‌آر-۷۱ بلک ‌برد را ساخت، این جنگنده را از تیتانیوم ساخت که قادر به تحمل گرمای زیادی بود. اما تیتانیوم گران بود و کار کردن با آن دشوار است. در عوض تیم میگ، تصمیم گرفتند از فولاد بهره ببرند. بدنه جنگنده های میگ 25 با جوشکاری دستی به هم جوش داده شدند.

تنها زمانی که یک فروند میگ 25 را در یکی از موزه های نظامی شوروی مشاهده کنید، می توانید، پی به بی نقصی کار تیم طراح ببرید. جنگنده های میگ 25 جثه خیلی بزرگی دارند. با طولی برابر با 64 پا (19.5 متر)، تنها چند پا کوتاه تر از بمب افکن های لنکستر هستند که در دوران جنگ جهانی دوم ساخته شده بودند. در واقع با توجه به دو موتور و سوخت بسیار زیاد، بدنه میگ باید هم این چنین بزرگ می بود.

تریمبل می گوید: “میگ 25 می توانست، چیزی حدود 30 هزار پوند (13.6 تن) سوخت را حمل کند.”

این بدنه فولادی سنگین، دلیل بزرگی بال های جنگنده های میگ 25 بود. در واقع این بال های بزرگ به جای مبارزه با جنگنده های آمریکایی تنها برای ماندن در آسمان این چنین طراحی شده بودند. جنگنده های میگ طراحی شده بودند تا با سرعت 2.5 ماخ پرواز کنند و با هدایت رادارهای دور بُرد زمینی به اهداف نزدیک شوند. هنگامی که این جنگنده ها به فاصله 50 مایلی (80 کیلومتری) هدف می رسیدند، رادارها را فعال و موشک های خود را شلیک می کردند، موشک هایی که حدود 20 فوت (6 متر) طول داشتند.

همچنین برای رقابت با جنگنده های اس ‌آر-۷۱ بلک ‌برد آمریکا، مدل های شناسایی میگ هم ساخته شدند که غیر مسلح بودند اما در عوض مجهز به دوربین و سنسورهای دیگر بودند. بدون وزن موشک و رادار رهگیر، این جت های میگ با سرعتی حدود 3.2 ماخ پرواز می کردند. در واقع مدلی که اسرائیلی ها در سال 1971 مشاهده کرده بودند، یک مدل میگ شناسایی بود.

اما در اوایل دهه 1970، مقامات پنتاگون چیزی از قابلیت های میگ (با اسم رمز فاکس بوت) نمی دانستند. آنها تنها از روی عکس های فضایی تار و اکوهای صفحات رادار که این جت ها بر فراز دریایی مدیترانه شناسایی کرده بودند؛ اطلاعاتی از آن داشتند. مگر اینکه می توانستند، به نحوی یکی از این جت ها را به دست بیاورند. به این ترتیب، این جنگنده، تهدید مرموزی برای مقامات دفاعی آمریکا محسوب می شد.

اما همه اینها تا زمانی بود که خلبان دلسرد شوروی نقشه خود را عملی نکرده بود. ویکتور بلنکو یک شهروند نمونه شوروی بود. او اندکی پس از پایان جنگ جهانی دوم در دامنه کوه های قفقاز متولد شد. بلنکو وارد خدمت نظامی شد و واجد شرایط خلبانی جنگنده شد، نقشی که در مقایسه با شهروندان عادی شوروی، مزیت خاص خود را داشت.

اما بلنکو دلسرد بود. او پدری در آستانه طلاق بود. تردید بلنکو به ماهیت جامعه شوروی شروع شده بود، اینکه آیا آمریکا به همان بدی است که رژیم کمونیستی می گوید؟ بلنکو در مصاحبه ای که سال 1996 با نشریه فول تکست داشت، گفت: “پروپاگاندای اتحاد جماهیر شوروی در آن زمان از جامعه آمریکا به عنوان جامعه ای فاسد و غیر متحد یاد می کرد، اما من در این مورد تردید داشتم.”

بلنکو متوجه شده بود، جنگنده بزرگ و جدیدی که در حال آموزش خلبانی آن است، ممکن است، کلید فرار او باشد. او در پایگاه هوایی چوگویوکا آموزش می دید، پایگاه هوایی که در کرای پریمورسکی در نزدیکی شرق شهر ولادی وستک قرار داشت. ژاپن تنها 400 مایل (644 کیلومتر) با این منطقه فاصله داشت. میگ جدید می توانست با سرعتی زیاد و در ارتفاعی بالا پرواز کند، اما دو موتور سنگین و پر مصرف به این معنا بود که نمی تواند تا مسافتی زیادی به اندازه ای که به یک پایگاه هوایی ایالات متحده برسد، پرواز کند.

روز 6 سپتامبر، بلنکو به همراه یک خلبان دیگری برای یک ماموریت آموزشی پرواز کرد. هیچ کدام از میگ ها مسلح نبودند. او نقشه خود را به دقت طرح ریزی کرده بود، باک جت پر بود. بلنکو آرایش جنگی را به هم زد و در عرض چند دقیقه بر فراز امواج دریا به سمت ژاپن در پرواز بود.

کارت شناسایی نظامی بلنکو و یادداشت برداری های او از موقعیت و نقشه پرواز در هنگام پرواز بر فراز دریای ژاپن، اکنون در موزه سیا در واشنگتن دی سی نگهداری می شوند
کارت شناسایی نظامی بلنکو و یادداشت برداری های او از موقعیت و نقشه پرواز در هنگام پرواز بر فراز دریای ژاپن، اکنون در موزه سیا در واشنگتن دی سی نگهداری می شوند

برای فرار از رادارهای نظامی شوروی و ژاپن، بلنکو مجبور بود، در اتفاعی کمتر از 100 پا (30 متر) از سطح دریا پرواز کند. وقتی به محدوده حریم هوایی ژاپن رسید، میگ 25 در ارتفاع 20 هزار پایی (6 هزار متری) پرواز کرد تا به وسیله رادار ژاپن شناسایی شود.

ژاپنی ها که شگفت زده شده بودند، سعی کردند، با هواپیمای ناشناس ارتباط برقرار کنند، اما رادیوی بلنکو در فرکانس اشتباهی تنظیم شده بود و کمی بعد بلنکو زیر پوشش ابری ضخیم رفت و از صفحه رادارهای ژاپنی ناپدید شد.

خلبان شوروی در تمام این مدت تنها به حدس می دانست، در حال پرواز در چه موقعیتی است، در واقع بلنکو تنها چیزهایی از نقشه ای که پیش از این دیده بود، در ذهن داشت. او می خواست به پایگاه هوایی چیتوسه برسد، اما سوخت هواپیما برای رسیدن به آنجا کافی نبود. بنابراین تنها راه چاره، فرود در نزدیک ترین فرودگاه بود که مشخص شد، هاکوداته است.

ژاپنی ها تنها وقتی بلینکو با جنگنده وارد باند فرود شد، واقعا فهمیدند با یک جنگنده میگ طرف اند. به این ترتیب، ژاپنی ها با خلبانی پناهنده و جت جنگنده ای مواجه شددند که تاکنون از چنگ سازمان های اطلاعاتی غربی فرار کرده بود. فرودگاه هاکوداته به ناگاه به محلی برای فعالیت های اطلاعاتی تبدیل شد. سیا به سختی می توانست این خوش شانسی را باور کند. میگ پس از بررسی های کامل به پایگاه هوایی در نزدیکی فرودگاه منتقل شد.

تریمبل می گوید: “با جداسازی قطعات جنگنده میگ 25و بازرسی که چند هفته به طول انجامید، متخصصان قادر به تشخیص درست قابلیت های آن بودند.”

شوروی پس از این جنگنده ای که پنتاگون از آن می ترسید را نساخت. راجر کانر، سرپرست دپارتمان هوانوردی موسسه اسمیتسونیان می گوید، اما آنها یک هواپیمای انعطاف ناپذیر برای انجام کاری خاص ساختند.

کارنر می گوید: “میگ 25 هواپیمای جنگنده خیلی مفیدی نبود. این جنگنده گران و دست و پا گیر بود و به خصوص برای نبرد چندان کارایی نداشت.”

همچنین مشکلات دیگری هم داشت، پرواز با سرعت 3 ماخ فشار زیادی را به موتورها می آورد. طراحان هواپیمای لاکهید اس ‌آر-۷۱  با قرار دادن مخروط هایی در جلوی موتورها که موجب کند شدن جریان هوا می شدند، ترتیبی داده بودند که قطعات موتور آسیب نبینند. همچنین این هوا با خروج از عقب موتور، به تولید نیروی تراست بیشتر کمک می کرد.

جنگنده های سری میگ 31 مدل های ارتقا یافته ای از سری جنگنده های میگ 25 اند که مجهز به سنسورهای پیچیده، رادار قدرتمند و موتورهای بهتری هستند. میگ 31 در اصل همان چیزی است که جنگنده های میگ 25 قرار بود، باشند.جنگنده های میگ 31 چند سال قبل از پایان جنگ سرد، مورد استفاده نیروهای هوایی شوروی قرار گرفتند و هنوز هم به طور گسترده ای مورد استفاده روسیه قرار می گیرند
جنگنده های سری میگ 31 مدل های ارتقا یافته ای از سری جنگنده های میگ 25 اند که مجهز به سنسورهای پیچیده، رادار قدرتمند و موتورهای بهتری هستند. میگ 31 در اصل همان چیزی است که جنگنده های میگ 25 قرار بود، باشند.جنگنده های میگ 31 چند سال قبل از پایان جنگ سرد، مورد استفاده نیروهای هوایی شوروی قرار گرفتند و هنوز هم به طور گسترده ای مورد استفاده روسیه قرار می گیرند

توربوجت میگ با مکش هوا که به سوزاندن سوخت کمک می کرد، نیروی تراست تولید می کرد. اما پرواز با سرعتی بیش از 2000 مایل در سرعت (3200 کیلومتر در ساعت) همه چیز را دچار مشکل می کرد. نیروی بسیار زیاد هوا بر پمپ های سوخت غلبه می کرد و سوخت بیشتر و بیشتری به موتورها می ریخت. در همین زمان، فشار کمپرسورها به قدری زیادی می شد که شروع به مکیدن بخش هایی از موتور می کردند. در واقع میگ شروع به خوردن خودش می کرد.

به خلبان های میگ 25 هشدار داده شده بود که با سرعتی بیش از 2.8 ماخ پرواز نکنند، اما میگی که در سال 1971 توسط اسرائیل ردیابی شد، 3.2 ماخ سرعت داشت، سرعتی که اساسا می توانست موتورهایش را نابود کند، این جت خوش شانس بود که به پایگاه بازگشت.

جنگنده میگ 25 به آمریکا کمک کرد تا پروژه جدید هواپیمایی را شروع کند که منجر به ساخت جنگنده اف 15 ایگل شد. اف 15 ایگل جنگنده ای بود که برای پرواز در سرعت های بالا طراحی شده بود.همچون میگ دارای که تصور می شد، قابلیت مانور بالایی دارد. امروز بعد از گذشت چهل سال، اف 15 هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد.

در حقیقت، میگی که این چنین غرب را نگران کرده بود، ببر کاغذی بیش نبود. رادار عظیم این جنگنده سال ها پشت سر مدل های آمریکایی بود، چرا که به جای ترانزیستور از لوله های خلاء قدیمی بهره می برد. همچنین موتورهای عظیمی که سوخت بسیار زیادی مصرف می کردند، جنگنده های میگ را به جنگنده هایی کوتاه بُرد تبدیل کرده بود. این جنگنده ها می توانستند، به سرعت از زمین بلند شوند و با سرعتی زیاد در یک خط مستقیم پرواز کنند، موشکی پرتاب کنند و یا عکس بگیرند، همین.

میگی که اتحاد جماهیر شوروی برای چندین سال از چشم جهان دور نگه داشته بود، دوباره مونتاژ شد و با کشتی به شوروی فرستاده شد. ژاپنی ها از شوروری درخواست 40 هزار دلار خسارت کردند، آنها این خسارت را برای هزینه حمل جنگنده و آسیبی که بلنکو به فرودگاه هاکوداته وارد کرده بود، مطالبه می کردند.

به زودی مشخص شد، جنگنده های میگی که ترس زیادی را ایجاد کرده بودند، قادر به رهگیری لاکهید اس ‌آر-۷۱ نبودند، یکی از هواپیماهایی که آمریکا برای مقابله با میگ ها می ساخت.

جنگنده میگ 25 به آمریکا کمک کرد تا پروژه جدید هواپیمایی را شروع کند که منجر به ساخت جنگنده اف 15 ایگل شد. اف 15 ایگل جنگنده ای بود که برای پرواز در سرعت های بالا طراحی شده بود و همچون میگ دارای قابلیت مانور بالایی بود. امروز بعد از گذشت چهل سال، اف 15 هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد
جنگنده میگ 25 به آمریکا کمک کرد تا پروژه جدید هواپیمایی را شروع کند که منجر به ساخت جنگنده اف 15 ایگل شد. اف 15 ایگل جنگنده ای بود که برای پرواز در سرعت های بالا طراحی شده بود.همچون میگ دارای که تصور می شد، قابلیت مانور بالایی دارد. امروز بعد از گذشت چهل سال، اف 15 هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرد

کانر می گوید: “یک تفاوت بزرگ بین میگ و اس ‌آر-۷۱ ، این است که اس ‌آر-۷۱  نه تنها سریع است، بلکه می تواند یک ماراتن را به پایان برساند. اما میگ یک دونده دوی سرعت است، به مانند، اوسین بولت. به جز این که اوسین بولتی است که از یک دونده ماراتن هم کندتر می دود.”

این محدودیت ها ساخت جنگنده های میگ را متوقف نکرد، بیش از 120 فروند جنگنده میگ 25 ساخته شد. فاکس بات هواپیمایی بود که اعتبار نیروهای هوایی شوروی محسوب می شد، پروپاگاندا هنوز هم این هواپیما را دومین هواپیمای سریع جهان قلمداد می کرد. الجزایر و سوریه هنوز هم از این جنگنده استفاده می کنند. هند هم تا 25 سال با موفقیت از یک مدل شناسایی میگ استفاده کرد. آنها تنها در سال 2006 به دلیل کمبود قطعات یدکی این هواپیما را بازنشسته کردند.

تریمبل می گوید، ترس از جنگنده های میگ 25 اثر قابل توجهی داشت: “تا سال 1976، ایالات متحده نمی دانست این جنگنده یارای رقابت با لاکهید اس ‌آر-۷۱ را ندارد، به همین دلیل در تمام این مدت، این جنگنده ها را از حریم هوایی شوروی دور نگه می داشت.”

بلنکو به همراه جنگنده عملا خراب خود به اتحاد جماهیر شوروی بازنگشت. او شهروندی ایالات متحده خود را شخصا از دستان رئیس جمهور آمریکا جیمی کارتر دریافت کرد و تبدیل به یک مهندس هوانوردی و مشاو نیروی هوایی ایالات متحده شد.

کارت شناسایی نظامی بلنکو و یادداشت برداری های او از موقعیت و نقشه پرواز در هنگام پرواز بر فراز دریای ژاپن، اکنون در موزه سیا در واشنگتن دی سی نگهداری می شوند. نقض های جنگنده های میگ 25 و ورود اف 15 آمریکا، موجب شد، طراحان شوروی مدل های جدیدی را طراحی کنند.

تریمبل می گوید، این در نهایت به ساخت سری سوخو ۲۷ توسط رقیب میگ، دفتر طراحی سوخو منتهی شد. مدل های بی شماری از این جنگنده ها که دائما ارتقا یافتند، ساخته شدند. این جنگنده دقیقا همان نوع هواپیمایی بود که پنتاگون در اوایل دهه 1970 از آن می ترسید، سریع و چابک و مدل های جدیدتر، احتمالا بهترین هواپیماهای جنگنده ای هستند که تاکنون در آسمان به پرواز در آمده اند.

تهدید جت های جنگنده میگ 25 باعث شده بود، ، ایالات متحده تا سال ها، جنگنده های لاکهید بلک برد را از حریم هوایی شوروی دور نگه دارد
تهدید جت های جنگنده میگ 25 باعث شده بود، ، ایالات متحده تا سال ها، جنگنده های لاکهید بلک برد را از حریم هوایی شوروی دور نگه دارد

داستان میگ 25 هنوز به پایان نرسیده است. طراحی آن با اصلاحات زیادی همراه شد و جنگنده های سری میگ 31 ساخته شدند که مجهز به سنسورهای پیچیده، رادار قدرتمند و موتورهای بهتری هستند.

تریمبل می گوید: “میگ 31 در اصل همان چیزی است که جنگنده های میگ 25 قرار بود، باشند.”

جنگنده های میگ 31 چند سال قبل از پایان جنگ سرد، مورد استفاده نیروهای هوایی شوروی قرار گرفتند و هنوز هم به طور گسترده ای مورد استفاده روسیه قرار می گیرند.

ناظران غربی فرصت های زیادی برای مشاهده جنگنده های میگ 31 در نمایشگاه های هوافضا و صنایع هواپیمایی مختلف داشته اند، البته با این وجود، از اطلاعات مربوط ویژگی ها و طراحی این جنگنده ها به دقت محفاظت می شود.

از همه اینها گذشته، دیگر هیچ خلبان روسی، به هر دلیلی تصمیم نگرفته از مرزهای پهناور کشور فرار کند و یک فروند میگ 31 را در یک فرودگاه خارجی فرود بیاورد!

.

منبع: bbc



ارسال نظر