رقابت اقتصادی چین و آمریکا همچنان یکی از مهمترین موضوعات اقتصاد جهانی است؛ رقابتی که نتیجه آن میتواند بر تجارت بینالمللی، بازارهای مالی و آینده فناوری تأثیر بگذارد. بااینحال، پیشبینیهای تازه نشان میدهند مسیر چین برای تبدیلشدن به بزرگترین اقتصاد جهان پیچیدهتر از برآوردهای گذشته شده است.
به گزارش تکراتو، بررسی دادههای صندوق بینالمللی پول و تحلیل مؤسسات اقتصادی نشان میدهد که اگرچه چین همچنان سریعتر از آمریکا رشد میکند، مشکلات ساختاری اقتصاد این کشور میتوانند زمان پیشیگرفتن آن از آمریکا را به تعویق بیندازند. برخی تحلیلگران حتی معتقدند این اتفاق ممکن است تا اواخر دهه ۲۰۴۰ رخ ندهد.
فاصله اقتصاد چین و آمریکا چقدر است؟
براساس برآوردهای صندوق بینالمللی پول در اکتبر ۲۰۲۶، تولید ناخالص داخلی اسمی آمریکا در سال جاری حدود ۳۲٫۶ تریلیون دلار و تولید ناخالص داخلی چین حدود ۲۱٫۵ تریلیون دلار خواهد بود.
به این ترتیب، فاصله دو اقتصاد به حدود ۱۱ تریلیون دلار میرسد و اقتصاد چین از نظر ارزش دلاری تقریباً معادل دوسوم اقتصاد آمریکا است.
البته این مقایسه براساس تولید ناخالص داخلی اسمی انجام شده است؛ شاخصی که ارزش کالاها و خدمات تولیدشده را با نرخ ارز بازار محاسبه میکند.
اگر معیار برابری قدرت خرید یا PPP در نظر گرفته شود، چین هماکنون اقتصادی بزرگتر از آمریکا دارد. بنابراین، پاسخ به این پرسش که کدام کشور بزرگترین اقتصاد جهان است، به روش اندازهگیری بستگی دارد.
آیا چین تا سال ۲۰۴۰ از آمریکا پیشی میگیرد؟
پیشبینیهای مؤسسات اقتصادی درباره زمان عبور چین از آمریکا یکسان نیستند.
مؤسسه ولز فارگو در گزارشی که فوریه ۲۰۲۶ منتشر شد، پیشبینی خود از زمان تبدیلشدن چین به بزرگترین اقتصاد جهان را به سال ۲۰۴۹ منتقل کرد. این مؤسسه پیشتر انتظار داشت چنین اتفاقی در اوایل دهه ۲۰۴۰ رخ دهد.
در مقابل، برخی تحلیلهای دیگر زمان نزدیکتری را برای رسیدن اقتصاد چین به اندازه اقتصاد آمریکا مطرح کردهاند.
این اختلاف نشان میدهد که پیشبینی وضعیت اقتصاد جهان در افق ۱۵ تا ۲۵ ساله بهشدت به فرضیات مربوط به رشد اقتصادی، نرخ ارز، جمعیت و بهرهوری وابسته است.
در نتیجه، نمیتوان با قطعیت اعلام کرد چین تا سال ۲۰۴۰ از آمریکا عبور خواهد کرد یا فاصله دو کشور دقیقاً چقدر خواهد بود.
چرا رشد اقتصادی چین کندتر شده است؟
یکی از مهمترین موانع چین، تغییرات جمعیتی است. کاهش جمعیت در سن کار و افزایش سهم سالمندان میتواند رشد نیروی کار و ظرفیت تولید اقتصاد را محدود کند.
مشکلات بخش مسکن نیز فشار قابلتوجهی بر اقتصاد چین وارد کرده است. کاهش سرمایهگذاری در املاک و بدهیهای مرتبط با این بخش از جمله چالشهایی هستند که بر تقاضای داخلی و اعتماد مصرفکنندگان تأثیر میگذارند.
از سوی دیگر، اقتصاد چین با فشارهای ناشی از بدهی دولتهای محلی، ضعف مصرف داخلی و رقابت تجاری با آمریکا روبهرو است.
صندوق بینالمللی پول در ارزیابی خود پیشبینی کرده بود رشد واقعی اقتصاد چین از ۴٫۵ درصد در سال ۲۰۲۶ به حدود ۳٫۴ درصد در سال ۲۰۳۰ کاهش یابد.
این کاهش سرعت رشد به معنای توقف توسعه اقتصاد چین نیست، بلکه نشان میدهد حفظ نرخهای رشد بالای دهههای گذشته دشوارتر شده است.
چه عواملی به اقتصاد آمریکا کمک میکنند؟
اقتصاد آمریکا همچنان از بازار سرمایه بزرگ، شرکتهای فناوری پیشرو و ظرفیت بالای جذب سرمایه برخوردار است.
سرمایهگذاری در هوش مصنوعی، زیرساختهای پردازشی و فناوریهای نوظهور میتواند در سالهای آینده بر بهرهوری شرکتهای آمریکایی تأثیر بگذارد.
البته میزان این تأثیر هنوز مشخص نیست و به عواملی مانند سرعت پذیرش فناوری، هزینه سرمایهگذاری و تغییرات بازار کار بستگی دارد.
اقتصاد آمریکا نیز با چالشهایی مانند بدهی عمومی بالا، محدودیتهای مالی و عدم قطعیت سیاستهای تجاری مواجه است.
بنابراین، حفظ جایگاه نخست آمریکا در تولید ناخالص داخلی اسمی تضمینشده نیست و به عملکرد اقتصادی هر دو کشور بستگی خواهد داشت.
نقش هوش مصنوعی و فناوری در رقابت چین و آمریکا
رقابت دو کشور دیگر تنها به تولید صنعتی و صادرات محدود نمیشود. هوش مصنوعی، نیمهرساناها، انرژی و زیرساختهای دیجیتال به بخش مهمی از این رقابت تبدیل شدهاند.
آمریکا در توسعه برخی فناوریهای پیشرفته و جذب سرمایه برای شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی جایگاه مهمی دارد.
چین نیز در تولید صنعتی، خودروهای برقی، باتریها و توسعه زیرساختهای فناوری سرمایهگذاری گستردهای انجام داده است.
افزایش بهرهوری ناشی از فناوری میتواند بر رشد بلندمدت هر دو اقتصاد تأثیر بگذارد؛ اما مشخص نیست کدام کشور در نهایت بیشترین منفعت اقتصادی را از این تحولات خواهد برد.
چرا نرخ ارز در این رقابت اهمیت دارد؟
یکی از نکات مهم در مقایسه اقتصاد چین و آمریکا، تأثیر نرخ برابری یوان و دلار است.
حتی اگر اقتصاد چین از نظر تولید واقعی سریعتر رشد کند، کاهش ارزش یوان در برابر دلار میتواند سرعت نزدیکشدن تولید ناخالص داخلی اسمی چین به آمریکا را کاهش دهد.
در مقابل، تقویت ارزش یوان میتواند ارزش دلاری اقتصاد چین را افزایش دهد، حتی بدون آنکه رشد واقعی تولید به همان نسبت تغییر کرده باشد.
به همین دلیل، پیشبینی زمان پیشیگرفتن چین از آمریکا تنها با مقایسه نرخ رشد واقعی دو کشور امکانپذیر نیست.
آینده اقتصاد جهان تا سال ۲۰۴۰ چگونه خواهد بود؟
چین و آمریکا احتمالاً در سالهای آینده همچنان از مهمترین بازیگران اقتصاد جهانی باقی خواهند ماند؛ اما فاصله اقتصادی آنها به عوامل متعددی وابسته است.
تحولات جمعیتی، رشد بهرهوری، نرخ ارز، سیاستهای تجاری و میزان موفقیت سرمایهگذاری در فناوری میتوانند مسیر این رقابت را تغییر دهند.
برآوردهای موجود نشان میدهند پیشیگرفتن چین از آمریکا در تولید ناخالص داخلی اسمی تا سال ۲۰۴۰ دیگر نتیجهای قطعی یا مورد توافق تمام تحلیلگران نیست.
در نهایت، رقابت اقتصادی دو کشور بیش از آنکه به یک تاریخ مشخص محدود باشد، به توانایی آنها در حفظ رشد پایدار، افزایش بهرهوری و مدیریت چالشهای ساختاری بستگی دارد.






دیدگاهها