گروهی از جراحان روسی و چینی از انجام یک عمل پیوند نخاع انسان در مؤسسه تحقیقات پزشکی اورژانس اسکلیفوسوفسکی مسکو خبر دادهاند. این جراحی ۱۲ ساعت طول کشیده و به گفته پزشکان، بیمار پس از عمل از وضعیت عمومی مناسبی برخوردار است. بااینحال، موفقیت جراحی در بازگرداندن عملکرد نخاع هنوز اثبات نشده است.
براساس گزارش نیوساینتیست و اطلاعیه مقامهای روسیه، این جراحی شامل جایگزینی بخشی از نخاع آسیبدیده با بافت نخاعی یک اهداکننده بوده است. پزشکان آن را اقدامی پیشگامانه توصیف کردهاند، اما نبود گزارش علمی داوریشده و دادههای مستقل درباره وضعیت عصبی بیمار باعث شده کارشناسان نسبت به نتیجه نهایی آن محتاط باشند.
نخستین پیوند نخاع انسان چگونه انجام شد؟
عمل جراحی در مؤسسه اسکلیفوسوفسکی مسکو و با همکاری متخصصان روسی و چینی انجام شده است.
سرگئی سوبیانین، شهردار مسکو، در تاریخ ۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ از انجام این جراحی خبر داد و اعلام کرد که عملیات پزشکی حدود ۱۲ ساعت ادامه داشته است.
براساس جزئیاتی که بعداً منتشر شد، بیمار فردی بزرگسال بوده که حدود سه سال پیش دچار آسیب شدید و کامل نخاع شده بود.
تیم جراحی بخشی از نخاع آسیبدیده را با قطعهای از نخاع یک اهداکننده مرگمغزی جایگزین کرده است.
این روش با پیوند سلولهای بنیادی به نخاع تفاوت دارد؛ زیرا در این جراحی ادعا شده که بخشی از بافت نخاعی اهداکننده به محل آسیب منتقل شده است.
نقش جراح چینی در پیوند نخاع روسیه
یکی از چهرههای اصلی این پروژه، رن شیائوپینگ، جراح و پژوهشگر چینی است که سابقه فعالیت در پژوهشهای تجربی بازسازی نخاع را دارد.
او در گفتوگو با نیوساینتیست، این جراحی را نخستین پیوند نخاع انسان در جهان توصیف کرده است.
بااینحال، مقامهای رسمی روسیه از عبارت نخستین پیوند نخاع در روسیه استفاده کردهاند.
ازآنجاکه هنوز گزارش علمی مستقلی درباره این عمل منتشر نشده، ادعای جهانیبودن این دستاورد باید با احتیاط مطرح شود.
پژوهشگران دیگری نیز پیشتر روشهای متفاوتی از پیوند سلولهای عصبی و بافتهای مهندسیشده را برای درمان آسیب نخاعی بررسی کردهاند.
استفاده از پلیاتیلن گلیکول برای اتصال بافت نخاع
یکی از چالشهای اساسی پیوند نخاع، برقراری ارتباط عملکردی میان بافت پیوندی و مسیرهای عصبی موجود در بدن بیمار است.
براساس توضیحات رن شیائوپینگ، تیم جراحی از مادهای به نام پلیاتیلن گلیکول یا PEG در کنار روشهای میکروجراحی استفاده کرده است.
پژوهشگران امیدوارند این ماده به اتصال غشاهای سلولی در محل پیوند کمک کند.
پلیاتیلن گلیکول پیشتر در برخی مطالعات آزمایشگاهی و حیوانی مرتبط با آسیب نخاع مورد بررسی قرار گرفته است.
بااینحال، استفاده از این ماده بهتنهایی اثبات نمیکند که رشتههای عصبی انسان پس از پیوند دوباره به یکدیگر متصل شدهاند یا توانایی انتقال پیامهای عصبی را بازیافتهاند.
برای تأیید چنین نتیجهای، انجام آزمایشهای عصبی و بررسیهای بلندمدت ضروری است.
وضعیت بیمار پس از جراحی چگونه است؟
مقامهای روسیه اعلام کردهاند که بیمار پس از عمل از وضعیت عمومی مناسبی برخوردار است.
سرگئی پتریکوف، مدیر مؤسسه اسکلیفوسوفسکی، نیز در توضیح نتایج اولیه گفته است که بافت پیوندشده پس از جراحی زنده باقی مانده، اما برای ارزیابی احتمال بازگشت عملکرد حرکتی هنوز زود است.
این تفاوت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا زندهماندن بافت پیوندی و پایداربودن وضعیت بیمار، با بازیابی توانایی حرکت یا حس یکسان نیست.
هنوز نتایج ارزیابیهای دقیق عصبی، میزان عملکرد حرکتی بیمار و اطلاعات کافی درباره روند توانبخشی او منتشر نشده است.
بنابراین، نمیتوان ادعا کرد که این جراحی به درمان فلج یا بازگشت توانایی راهرفتن منجر شده است.
چرا دانشمندان درباره موفقیت پیوند نخاع تردید دارند؟
نخاع از مجموعه پیچیدهای از مسیرهای عصبی تشکیل شده که پیامهای حرکتی و حسی را میان مغز و بخشهای مختلف بدن منتقل میکنند.
در آسیبهای شدید نخاعی، این مسیرها ممکن است قطع شوند و برقراری دوباره ارتباط عملکردی میان آنها بسیار دشوار است.
حتی اگر بافت پیوندی پس از جراحی زنده بماند، هنوز مشخص نیست که آیا رشتههای عصبی میتوانند اتصالات لازم را ایجاد کنند یا خیر.
از سوی دیگر، پیوند بافت از اهداکننده میتواند با خطر واکنش ایمنی و مشکلات مربوط به سازگاری بافت همراه باشد.
منتقدان همچنین به محدودبودن شواهد حاصل از آزمایشهای حیوانی و نبود دادههای منتشرشده درباره عملکرد بیمار اشاره کردهاند.
تا زمانی که نتایج این جراحی در قالب یک گزارش علمی دقیق منتشر و بهصورت مستقل ارزیابی نشود، نمیتوان درباره اثربخشی روش نتیجهگیری کرد.
تفاوت این جراحی با پیوند سلولهای بنیادی در ژاپن چیست؟
در ژوئیه ۲۰۲۶، پژوهشگران دانشگاه کیئو ژاپن نتایج یک مطالعه بالینی روی چهار بیمار مبتلا به آسیب شدید نخاعی را در نشریه Nature Medicine منتشر کردند.
در آن پژوهش، سلولهای پیشساز عصبی مشتق از سلولهای بنیادی پرتوان القایی به محل آسیب نخاعی منتقل شدند.
هدف اصلی مطالعه بررسی ایمنی این روش بود و پژوهشگران طی دو تا چهار سال پیگیری، عارضه جدی مرتبط با سلولهای پیوندی یا تشکیل تومور گزارش نکردند.
در برخی بیماران نیز بهبود عملکرد حرکتی مشاهده شد، اما به دلیل تعداد بسیار کم شرکتکنندگان و نبود گروه کنترل همزمان، اثربخشی قطعی درمان اثبات نشده است.
تفاوت اصلی آن مطالعه با جراحی روسیه در نوع بافت پیوندی است.
در پژوهش ژاپنی از سلولهای پیشساز عصبی استفاده شد، درحالیکه جراحی گزارششده در مسکو بر جایگزینی بخشی از نخاع با بافت اهداکننده متکی بوده است.
آیا پیوند نخاع میتواند فلج را درمان کند؟
پیوند نخاع یکی از مسیرهای تحقیقاتی پیچیده برای درمان آسیبهای شدید دستگاه عصبی مرکزی است.
اگر پژوهشگران بتوانند در آینده اتصال پایدار و عملکردی میان مسیرهای عصبی را برقرار کنند، ممکن است امکان بازیابی بخشی از تواناییهای حرکتی و حسی برای بعضی بیماران فراهم شود.
بااینحال، چنین نتیجهای هنوز درباره جراحی انجامشده در روسیه به اثبات نرسیده است.
برای ارزیابی این روش، انتشار اطلاعات کامل جراحی، بررسی وضعیت بیمار در طول زمان و انجام مطالعات بالینی کنترلشده ضروری خواهد بود.
درحالحاضر، پیوند نخاع کامل یا جایگزینی قطعهای از آن یک درمان اثباتشده و استاندارد برای فلج محسوب نمیشود.
آینده پژوهشهای پیوند نخاع پس از جراحی روسیه
جراحی انجامشده در مسکو توجه دوبارهای به امکان بازسازی مسیرهای آسیبدیده نخاع جلب کرده است.
با وجود اهمیت بالقوه این اقدام، فاصله زیادی میان انجام یک جراحی آزمایشی و تبدیل آن به درمانی ایمن و مؤثر وجود دارد.
مهمترین پرسش این است که آیا بافت پیوندی میتواند ارتباط عصبی پایداری ایجاد کند و به بهبود قابلاندازهگیری عملکرد بیمار منجر شود.
پاسخ این پرسش تنها با انتشار شواهد بالینی معتبر و پیگیری بلندمدت مشخص خواهد شد.
بنابراین، خبر پیوند نخاع در روسیه را باید گزارشی از یک اقدام پزشکی آزمایشی دانست، نه اعلام دستیابی قطعی به درمان فلج.






دیدگاهها