پژوهش جدید دانشمندان نشان میدهد مغز انسان برای تشخیص احساسات دیگران، اطلاعات چهره و صدا را بسیار یکپارچهتر از آنچه پیشتر تصور میشد پردازش میکند. برخلاف این تصور که بخشهای تشخیص چهره و صدا تنها مسئول پردازش اطلاعات مربوط به خود هستند، یافتههای تازه نشان میدهند هر دو شبکه میتوانند اطلاعات هیجانی دریافتی از حس دیگر را نیز بازنمایی کنند.
این پژوهش که در ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ در مجله علمی Journal of Neuroscience منتشر شده، با بررسی فعالیت مغزی ۲۴ داوطلب انجام شده است. نتایج نشان میدهند برخی نواحی مغز میتوانند یک احساس مشخص را، چه از طریق حالت چهره و چه از طریق لحن صدا، با الگوهای عصبی تا حدی مشترک بازنمایی کنند.
مغز چگونه احساسات دیگران را تشخیص میدهد؟
وقتی با فردی صحبت میکنیم، مغز ما تنها به معنای کلمات توجه نمیکند. حالت چهره، لحن صدا و تغییرات رفتاری نیز اطلاعات مهمی درباره احساسات طرف مقابل در اختیارمان قرار میدهند.
برای مثال، ممکن است فردی بگوید حالش خوب است، اما لحن صدای او ناراحتی را منتقل کند. در چنین شرایطی، مغز باید اطلاعات دریافتی از چشم و گوش را پردازش کند تا برداشت دقیقتری از وضعیت احساسی فرد داشته باشد.
دانشمندان مدتهاست میدانند که نواحی مشخصی از مغز در پردازش چهره و صدا نقش دارند؛ اما اینکه اطلاعات هیجانی این دو مسیر چگونه به یکدیگر مرتبط میشوند، همچنان یکی از پرسشهای مهم علوم اعصاب بوده است.
آزمایش دانشمندان روی ۲۴ داوطلب
در پژوهش جدید، گروهی از محققان به سرپرستی استفانیا ماتیونی فعالیت مغزی ۲۴ شرکتکننده را با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی یا fMRI بررسی کردند.
محققان ابتدا نواحی مغزی حساس به چهره و صدا را برای هر شرکتکننده بهصورت جداگانه شناسایی کردند.
سپس با ارائه محرکهای هیجانی چهره، صدا و ترکیب هر دو، بررسی کردند که اطلاعات مربوط به احساسات در این نواحی چگونه بازنمایی میشوند.
پژوهشگران برای تحلیل دادهها از روشهای پیشرفته شناسایی الگوهای چندمتغیره استفاده کردند؛ روشهایی که امکان تشخیص اطلاعات موجود در الگوهای فعالیت مغزی را فراهم میکنند.
هدف اصلی آزمایش این بود که مشخص شود آیا نواحی تخصصی پردازش چهره میتوانند اطلاعات هیجانی صدا را نیز در خود داشته باشند و آیا عکس این موضوع نیز صادق است.
کشف غیرمنتظره؛ بخش تشخیص چهره به احساسات صدا هم واکنش نشان میدهد
یکی از مهمترین یافتههای پژوهش این بود که اطلاعات هیجانی تنها در نواحی تخصصی مربوط به همان حس بازنمایی نمیشوند.
محققان دریافتند شبکههای مغزی مرتبط با پردازش چهره، اطلاعاتی درباره احساسات منتقلشده از طریق صدا نیز دارند.
در مقابل، شبکههای پردازش صدا نیز میتوانند اطلاعات مربوط به احساسات چهره را بازنمایی کنند.
البته این ویژگی در تمام نواحی مغز یکسان نبود. نواحی پسسری مرتبط با پردازش چهره از جمله استثناهایی بودند که بازنمایی هیجان صوتی در آنها مشاهده نشد.
این یافته نشان میدهد شبکههای پردازش چهره و صدا کاملاً جدا از یکدیگر عمل نمیکنند و دستکم در سطح بازنمایی اطلاعات هیجانی، ارتباط گستردهای میان آنها وجود دارد.
آیا مغز شادی و ناراحتی را در چهره و صدا یکسان میبیند؟
نتایج پژوهش نشان داد در برخی نواحی مغز، احساساتی که از طریق چهره و صدا منتقل میشوند، الگوهای عصبی تا حدی مشترکی دارند.
به بیان ساده، مغز میتواند برای بازنمایی یک احساس، از الگوهایی استفاده کند که کاملاً وابسته به دیدن چهره یا شنیدن صدا نیستند.
پژوهشگران این ویژگی را بازنمایی هیجانی مستقل از نوع حس توصیف میکنند.
برای مثال، اطلاعات مربوط به یک حالت احساسی در صدای فرد ممکن است در بعضی نواحی مغز با اطلاعات مربوط به همان حالت در چهره او شباهت داشته باشد.
البته این نتیجه به معنای یکسان بودن کامل فعالیت مغز هنگام دیدن و شنیدن احساسات نیست؛ بلکه نشاندهنده وجود بخشی از اطلاعات مشترک میان این دو مسیر است.
کدام بخشهای مغز در پردازش مشترک احساسات نقش دارند؟
دانشمندان چند ناحیه مهم را شناسایی کردند که در بازنمایی مشترک احساسات چهره و صدا نقش دارند.
یکی از آنها نواحی گیجگاهی مرتبط با پردازش صدا است. بخش دیگری از این شبکه، شیار گیجگاهی فوقانی خلفی یا pSTS نام دارد که در پردازش اطلاعات اجتماعی و ترکیب نشانههای حسی نقش مهمی ایفا میکند.
همچنین در شکنج پیشمرکزی مغز نیز الگوهایی مشاهده شد که میتوانستند اطلاعات هیجانی را در هر دو نوع محرک بازنمایی کنند.
این یافتهها نشان میدهند برخی نواحی گیجگاهی و پیشانی در شکلگیری بازنماییهایی نقش دارند که به یک مسیر حسی خاص محدود نیستند.
دیدن و شنیدن همزمان احساسات چه تأثیری بر مغز دارد؟
پژوهشگران همچنین بررسی کردند که هنگام دریافت همزمان اطلاعات چهره و صدا، الگوهای فعالیت مغز چگونه تغییر میکنند.
نتایج نشان داد ترکیب محرکهای دیداری و شنیداری صرفاً به معنای تکرار اطلاعات یکی از آنها نیست.
در بسیاری از نواحی بررسیشده، الگوهای بازنمایی احساسات در حالت ترکیبی با حالت دریافت اطلاعات از یک حس تفاوت داشتند.
این موضوع نشان میدهد مغز هنگام مواجهه همزمان با چهره و صدای فرد، اطلاعات هیجانی را به شیوهای متفاوت سازماندهی میکند.
بنابراین، پردازش احساسات را نمیتوان صرفاً به فعالیت جداگانه شبکههای بینایی و شنوایی محدود کرد.
اهمیت این کشف برای علوم اعصاب و شناخت رفتار انسان
نتایج این مطالعه میتواند به درک بهتر سازوکارهای عصبی ارتباطات اجتماعی کمک کند.
تشخیص احساسات دیگران بخش مهمی از تعاملات روزمره است و شناخت نحوه پردازش این اطلاعات میتواند مسیر پژوهشهای آینده درباره ادراک اجتماعی را روشنتر کند.
این یافتهها همچنین برای مطالعه تفاوتهای فردی در پردازش نشانههای اجتماعی اهمیت دارند؛ هرچند پژوهش حاضر مستقیماً روش درمانی یا کاربرد بالینی جدیدی ارائه نکرده است.
از سوی دیگر، شناخت بهتر نحوه ترکیب اطلاعات چهره و صدا میتواند در بلندمدت برای پژوهشهای مربوط به سامانههای تشخیص هیجان و تعامل انسان با فناوری نیز مفید باشد.
محدودیتهای پژوهش جدید
با وجود اهمیت یافتهها، باید توجه داشت که این مطالعه تنها روی ۲۴ شرکتکننده انجام شده است.
همچنین شناسایی الگوهای مشترک در دادههای fMRI لزوماً به معنای آن نیست که مغز در تمام موقعیتهای واقعی و برای تمام احساسات، از سازوکاری یکسان استفاده میکند.
برای مشخص شدن میزان تعمیمپذیری نتایج، انجام آزمایشهای گستردهتر با شرکتکنندگان و شرایط متنوع ضروری خواهد بود.
بااینحال، این پژوهش شواهد تازهای ارائه میدهد که براساس آنها، مغز انسان برای درک احساسات دیگران از شبکهای گسترده و بههمپیوسته استفاده میکند؛ شبکهای که مرز میان اطلاعات دیداری و شنیداری در آن بهاندازه تصورهای پیشین مشخص و جداگانه نیست.






دیدگاهها