کلمات، بهطرز عجیبی قدرتمندترین نیروی در اختیار آدمها هستند. آدمها میتوانند قدرت کلمات را در راه سازندگی به کار گیرند یا از آن برای تخریب استفاده کنند. کلمات با نیرو و انرژیِ خود قادرند زخمها را التیام بخشند، از انجام کارها ممانعت کنند، دیگران را تحقیرکنند و بالعکس، فروتنانه باشند. خلاصه که زبان استخوان ندارد، ولی گاهی اوقات میتواند استخوان هم بشکند!
چه در صحبت با خودتان و چه در صحبت با دوستانتان، کلمات میتوانند راهگشا یا مانعی برای شما باشند. لحظهای به این فکر کنید که به خودتان و دیگران چه میگویید؟ کلماتی که در گفتارتان بیش از همه تکرار میشوند، کدامها هستند؟ کلماتی که استفاده میکنید چه عمقی دارند؟ اگر به قدرت و عمق کلمات باور داشته باشید، مراقبت از گفتارهای درونی و بیرونی برای شما جزو بدیهیات خواهد شد.
کلمات معجزه میکنند. کلمات و جملاتی که به کار میبریم، میتوانند آغازگر یک رابطه باشند و یا ویرانکنندۀ یک زندگی. گاه نیز از چنان قدرتی برخوردارند که میتوانند مسیر زندگی فردی را تغییر دهند. پس بر ما واجب است که کلمات و معانی آنها را بشناسیم و در استفادۀ درست از آنها دقت بیشتری کنیم.
در زبان فارسی حدود نیممیلیون واژه وجود دارد؛ درحالیکه افراد معمولا در مکالمات خود از حدود دو تا سه هزار واژۀ محدود استفاده میکنند. درواقع هر واژه یک سازه ذهنی است که تفکرات خاصی را پشت خود ذخیره میکند؛ بنابراین هرچقدر دامنۀ واژگان ما بیشتر باشد، با حیطههای جدیدتری از تفکر آشنا خواهیم شد.
واژگان جدید، ما را با دنیایی از مفاهیم جدید آشنا میکنند و راههای خلاقانهتری برای تفکر پیش روی ما میگذارند. درنتیجه ابزار بیشتری برای بیان افکار خود در اختیار خواهیم داشت. افرادی که از دایرۀ لغات وسیع و غنی برخوردارند، با بهکاربردن واژگان خوب و دلنشین به زندگی خود و دیگران رنگ شادی و طراوت میبخشند و از خود ردپایی خوب و بهیادماندنی در قلب و ذهن اطرافیان برجای میگذارند. هیچکس با این عقیده مخالف نیست که زیبا سخنگفتن و سخنان زیبا شنیدن چه تأثیرات مثبتی بر روح و روان ما میگذارد و چه بسا تلنگری برای تغییری سازنده و بزرگ در زندگی ما باشد.
زبان و کلمات
میلاد عرفانپور، شاعر فارسیزبان، زبان را اینگونه تعریف میکند:
زبان، نظامی از کلمات است که ما بهوسیلۀ آن با دیگران ارتباط برقرار میکنیم. این تعریف متداول زبان است؛ اما زمانی که ما از زبان شعر سخن میگوییم، این زبان جنبۀ کاربردی پیدا میکند. زبان ماده خام و اولیهی شعر است و اگر در انتخاب آن دقت نکنیم، شعر ما مطلوب مخاطب نخواهد بود.
همانطورکه میلاد عرفانپور گفت، زبان در هر جایی به یک شکل استفاده میشود. گاهی زبان در شعر بهصورت ماده اولیه استفاده میشود، گاهی در ادبیات محاورهای له و لورده شده و سبک جدیدی از خودش را به نمایش میگذارد و گاه نیز به شکلهای مختلف دیگر نمایان میشود.
قدرت کلمات
دکتر «گری چپمن» (Gary Chapman) ، نویسنده 80 ساله آمریکایی، در کتاب خود با نام “عشق؛ راهی برای زیستن”، برای توصیف کلمات، استعاره روشنگری را به کار برده است. او میگوید:
«کلمات یا گلولهاند یا دانه. اگر کلمات را با احساس خودبزرگبینی و محکومکردن دیگران بهسوی آنها روانه کنیم، یا اگر به شکلی واکنشی، گلولۀ کلمات مخرب را بهسوی آنها شلیک کنیم، نتیجۀ بهبارآمده برای شنونده سخت و نابودکننده خواهد بود.
در عوض اگر بهجای برخورد واکنشی، فارغ از موقعیتی که در آن قرار داریم، با کنترلِ قدرت و مطابق اصول اخلاقی، به شیوهای مثبت خودمان را بیان کنیم، آنگاه کلمات را مانند دانههایی پرورده، با احساس حمایتگری و نیت خوب در زمین رابطه کاشتهام. کلمات اینچنینی میتوانند به رابطه رنگ و بوی مثبت بدهند و جان دوبارهای به آن ببخشند.»
برای درک بهتر این موضوع به سراغ «زینب صادقینژاد» ویراستار زبان فارسی رفتم که در ادامه میتوانید توضیحات او را بخوانید.
«مادربزرگم همیشه میگفت: زبان آدم، گوشت نرم بدون استخوان است و بدون هیچ محدودیتی به هر طرف و به هر شکلی میچرخد، پس چقدر خوب است که از آن برای گفتن سخنان زیبا استفاده کنیم.»
«بزرگتر که شدم بیشتر معنی حرف مادربزرگ را فهمیدم. زبان فقط برای برقراری ارتباط و فهماندن خواست و منظور ما به کسی نیست. درواقع زبان فقط برای چه گفتن به کار نمیرود. بلکه چگونه گفتن هم مهم است. اینکه ما قبل از آغاز سخن فکر کنیم و ببینیم چطور میتوانیم کلامی تأثیرگذارتر بگوییم، اهمیتی صدبرابر بیشتر دارد. به قول معروف: کم گوی و گزیده گوی چون در.
اما افسوس که در این زمانه از صبح تا شب فقط میگوییم و میشنویم و شب که به بستر میرویم، از همه شنیدهها، حتی چند کلام ساده که از شنیدنش به ذوق آمده باشیم، وجود ندارد.
کلمات دم دستی، جملات تکراری و گذراندن سریع چندواژه از زبان که فقط برای عرض اندام و اینکه ما هم هستیم، گفته میشود. شاید بهتر باشد بگوییم نمیگوییم و نمیشنویم، بلکه زخم میخوریم و زخم میزنیم. درنتیجه فقط نمیتوان گفت عمق زبان یا قدرت کلمات، درواقع صحبت از عمق اندیشه و تلاشی است که برای بیان آن به بهترین شکل، صورت میگیرد.
عمیقترین اندیشهها هم تا زمانی که واژۀ مناسب خود را برای بهزبانآمدن نیابند، عقیمتریناند و ماندگارترین اندیشهها همیشه با بهترین واژگان بیان شدهاند. خلاصه اینکه زبان و کلمات ما جلوه بیرونی اندیشههای ذهنی و درونی ماست. پس باید برای هرچه زیباتردیدهشدن درونمان بیشتر تلاش کنیم.»
شما باید باور کنید که کلمات واقعا قدرت دارند…
عمق کلمات
کلمات عمق دارند. این جمله چه معنایی دارد؟ کلمات عمق دارند، یعنی وقتی شما با مخاطبتان دربارۀ زمانی خاص صحبت میکنید، آن زمان میتواند در ذهن مخاطبتان خیلی عقب و جلو شود. مثلا وقتی میگویید یک ساعت پیش یا یک روز پیش، ذهن مخاطب را بین یک سال و یک ساعت به عقب و جلو درگیر میکنید.
یا مثلا چندین سال است که من از جملۀ «خسته نباشید» استفاده نمیکنم. جملۀ خسته نباشید در فرهنگ ما ایرانیها جا افتاده است. آیا بهجای خسته نباشید، نمیشود جمله دیگری مانند خدا قوت را به کار برد که بار معنایی مثبتی داشته باشد؟
کلمات خسته، بدبخت، بیچاره، داغون، نفرت و کلمات منفی دیگری که به کار میروند، همگی بار منفی خود را به انسان انتقال میکنند. برعکس کلمات منفی، کلماتی مانند انرژی، قدرت، شور، هیجان، موفقیت، پیروزی، شادی و کلمات مثبت دیگری که مردم در طول زندگی از آنها استفاده میکنند، بار مثبت و انرژی خوبی را به مردم انتقال میدهند.
برای آزمون این گفته کافی است که یک هفته از این کلمات منفی استفاده نکنید. دراینصورت خودتان به تأثیر منفی این کلمات پی خواهید برد.
یا مثلا بشین، بفرما، بتمرگ هر سه یک معنی را میدهند. فقط بستگی دارد از کدام استفاده کنید؛ چون بار معنایی هرکدام، بار احترامی مختص به خود را به همراه دارد.
بهاره آروین، عضو هیئتعلمی گروه جامعهشناسی دانشگاه تربیت مدرس و دکترای جامعهشناسی از دانشگاه تهران، در بلاگ خود نوشته بود: «کلمات جان دارند. کلمات نفس میکشند و بخار نفسشان مینشیند روی چشمهایمان، وقتی که خیلی سردمان است. کلمات وزن دارند و ما را از نفس میاندازند، وقتی که روی دلمان بار میشوند. کلمات عمق دارند و ما را غرق میکنند در خشم، عشق، اندوه و شادی بیپایانشان. کلمات قدرت دارند آنقدر که در لحظهای بنای چندساله و محکم یک عشق، یک زندگی و یک دوستی را ویران کنند. کلمات مثل جوهر خودکار، مثل چربی، مثل سوختگیهای عمیق، مثل لکههای پاکنشدنی، تا ابد جایشان روی روحمان میماند.»
«کلمات مثل هوایی که نفس میکشیم، وارد خونمان میشوند و شهد و شرنگشان میرسد به ریشۀ تکتک روزنههای روحمان و… . زمانی که آلودهاند، روحمان نفسش تنگ میشود یا مسموم میشود یا… . گهگاه در خواب میمیرد از خفگی، از هوای پاکی که نیست، بدون آنکه بفهمد. کلمات پرتاب میشوند، میچسبند، میشکنند، میسوزانند، زخم میکنند میکشند و… . کلمات، کلمات برگشتناپذیر.»
عمق کلمات در فضای آنلاین
تا اینجا دربارۀ عمق کلمات صحبت شد. اما از حالا به بعد میخواهم دربارۀ عمق کلمات در فضای آنلاین صحبت کنم. قبل از شروع، صحبتهای جالب محمدمهدی باقری، ویراستار زبان فارسی را بخوانید.
«آخر چه خلاقیت و مهارت خاصی در تکرار بیقاعدۀ «؟» و «!» است؟ هان؟! فقط راحت و سریع است و این قرص اعتیادآور و سرشار از اثر فوری و فوتی، برای «تنبلشدن» ذهن نوشتاری ما کفایت میکند. طرف پیش خود میگوید: «چهکاریه واسۀ تولد رفیقم یه جملۀ ناب و خوشگل از ذهن خودم بسازم؟ میرم توی وب میگردم و مفتکی کلی جمله و شعر پیدا میکنم. آهان… اینم گوگل… خب، بزنم جملههای زیبا برای تبریک تولد. تق!
بعد از مدتی و برای موفقیت کاریِ دوست بعدیاش: «ول کن بابا. وقت ندارم بگردم دنبال جملهمُمله! اصلاً مینویسم هوووووووراااا. حلّه! آخیش، تموم شد.» یا «اااایییی وللللل. تبریک!!!!!!!»
حال پرسش عوض میشود:
پس چرا سنت نوشتاری دنیا دست به چنین کارهایی نزده است؟ و اکنون هم چرا در نوشتههای رسمی و جدی چنین نمیکند؟ و سوال بعدی اینکه چرا فقط امروزه و آنهم فقط در فضاهای مجازی، مانند پیامک و فیسبوک و وبلاگ و…، میتوان این رفتارهای نوشتاری را دید؟ مگر قدیمیها یا امروزیهای درستنویس، این کشف ساده را نکرده بودند که «؟؟!!» لحنرسانتر از «؟!» است؟ پس چرا هیچ ردپایی از این رفتار نوشتاری در اینهمه متن نمیتوان یافت؟
پاسخ ساده است:
ازسویی، کمبود حوصله و وقت و شتابزدگی ذاتیِ رفتار در فضای مجازی و از سوی دیگر، ضعف نوشتار و مهارت اندک در نوشتن و کمتوانی در بهکاربردن شگردهای نامحدود زبانی و آموزش ضعیفِ نگارش در نظامهای آموزشی و بلدنبودن طرز چیدمان واژهها در جمله و جمله در پاراگراف و پارگراف در متن.
تا دهبیست سال پیش، «هرکسی» نمینوشت و «هر نوشتهای» منتشر نمیشد. با فراگیرشدن نوشتار در فضاهای مجازی که خود پدیدهای بهغایت پربرکت و ارزشمند است، هرکسی نوشت و متن تولید کرد و هر نوشتهای نشر یافت و گسترده شد.
روضهاش اینجاست که همه فهمیدند که کارکردن با رایانه و وبلاگ و گوشی را باید آموزش داد و دید؛ اما هیچکس حتی احساس هم نکرد که باید نوشتن را «یاد داد» و احدی هم نیاز ندید که باید نگارش را «یاد گرفت».
صد البته که آموزشِ مؤثر و مهارتمحور و کاربردی و سریع منظور است. در یک جمله، «امکان» نوشتن بسیار گسترده شد و «مهارت» نوشتن هیچ. یکی و فقط یکی از نتایج بسیار فرعی و زیانبار این نیاموختن، تکرار «؟» و «!» برای لحنرسانی است. این فاجعه، آسیبهای پرشمار و جدیتری هم بهثمر نشانده است! اینجا نمیشود گفتشان.»
افراد در فضای آنلاین برخلاف فضای آفلاین خیلی بیشتر عمق کلمات را به روشهای مختلف بیان میکنند.
برای همۀ ما بارها پیش آمده که متنهایی در فضای آنلاین دیدهایم که یک حرف از یک کلمه را چندبار تکرار کردند. مثلاً مینویسند دوست داااااااااارم. در توییتر کاربری به نام «پرینس مانه گارینشا» نوشتۀ زیر را توییت کرده است.
یکی از دلایل استفادۀ مکرر از یک حرفِ یک کلمه، برای نشاندادن شدت آن کلمه است یا برای نشاندادن فریاد است. مثلا در اینجا این کاربر خواسته شدت دوستداشتن طرف مقابل را با تکرار حرف الف نشان دهد.
بعضی اوقات افراد در بلاگهای شخصیشان یا حتی خبرگزاریها برای جلب توجه، یک حرف یا علامت را چندینبار تکرار میکنند تا مخاطب بیشتر با آن درگیر شود. این اتفاق آنقدر زیاد رخ میدهد که نیما اکبرپور در توییتر خود به این موضوع واکنش نشان داده است.
گاهی اوقات هم افراد برای ابراز احساسات خود، حشو به کار میبرند. مثلا برای تشکر از چند کلمۀ مترادف استفاده میکنند. در اینجا کاربری به نام «رها» برای تشکر از مخاطب خودش کلمه ممنون را بعد از مرسی به کار برده که درواقع، هم مرسی و هم ممنون بهمعنی تشکرکردن هستند.
افراد گاهی هم برای ابراز احساسات، در صحبتهای خود از اعداد استفاده میکنند. مثلا برای ابراز دوستداشتن یک نفر میگویند ده تا دوستت دارم. برای مثال میتوانید این توییت «صادق کریمی» را ببینید.
افراد برای نشاندادن میزان عمق کلمات گاهی کلمات را به کمک Shift + J بهصورت کشیده مینویسند. مثلا در اینستاگرام کاربری به نام «ماجد» پست احساسی زیر را برای نشاندادن عمق احساسات خود با حروف کشیده نوشته است.
حرف آخر
آدمها هر کلمهای را که استفاده میکنند، درواقع باید به معنی و عمق آن کلمه توجه کنند تا به این ترتیب بتوانند ظرفیتهای کلامی خودشان را بهتر بشناسند و از آنها بهتر استفاده کنند.
هرکسی در هر زمانی داشتههای زبانی مختص به خودش را دارد و خوب است که تلاش کند تا به آنها عمق ببخشد. یکی از بهترین راهکارها برای عمقبخشی به کلمات، افزایش منابع مطالعاتی در حوزههای مختلف است.
یادمان باشد که کلام ما قدرت دارد و با قدرت کلام خود زندگی افراد را به تباهی و نابودی نکشیم. ما مسئولیم که کمک کنیم تا زندگی خودمان و زندگی افراد دیگر بهسمت موفقیتها و پیروزیها پیش برود، نه اینکه با کلام خود دیگران را نابود کنیم. مراقب کلمات خود باشید، آنها حتی در فضای آنلاین هم عمق دارند!
بیشتر بخوانید:
.
نویسنده: نیما شفیعزاده (وب سایت) | گیک بازاریابی دیجیتال
آیا در زمینه ای تخصص و تجربه کافی را دارید؟ دانش خود را با کاربران تکراتو به اشتراک بگذارید. برای کسب اطلاعات بیشتر با ما تماس بگیرید.













