کاهش پینگ تایم - ایران تورنمنت

ابر تورم چیست ؛ بررسی تاریخچه ابرتورم در کشورهای مختلف و تفاوت آن با نرخ تورم بالا

ابر تورم چیست و تفاوت ابر تورم و تورم بالا در چه چیزی است؟ در این مقاله با بررسی مثال‌های تاریخی ابر تورم با موقعیت اقتصادی کنونی ایران و فاصله آن با ابر تورم آشنا خواهید شد.

ابر تورم به زبان ساده مربوط به زمانی می‌شود که قیمت‌ها به سرعت افزایش پیدا کرده و ارزش پول ملی کاهش پیدا می‌کند. به لحاظ محاسباتی نیز ابرتورم دارای تعریفی ساده است. هرگاه تورم سالیانه از ۱۰۰ درصد بیشتر شود یا تورم ماهیانه از ۵۰ درصد بالاتر رود، با پدیده ابر تورم رو به رو هستیم.

ابر تورم چیست

بر این اساس، حتی در این روزها که قیمت‌ها به طور عجیبی در حال افزایش هستند، با پدیده ابر تورم رو به رو نیستیم… هرچند، ویژگی‌های رفتاری بازار و مردم، نسبت به افزایش قیمت دلار و کاهش ارزش ریال دارای شباهت‌هایی است که در هنگام رو به رو شدن با پدیده ابر تورم مشاهده می‌شود که این موضوع در جای خود نیاز به بررسی بیشتری دارد.

ویژگی‌های ابر تورم بر اساس مقاله‌ ویکی‌پدیای فارسی که به اقتصاد کلان سید احمد میر مطهری ارجاع داده شده است، از این قرار است:

  1. عموم مردم ترجیح دهند ثروت‌شان را در قالب‌های غیرپولی یا در ارزهای نسبتا باثبات خارجی نگهداری کنند تا قدرت خرید پول‌شان حفظ شود.
  2. ارز محک و معیاری می‌شود که به جای پول داخلی می‌نشیند و گاه معاملات داخلی نیز با ارز انجام می‌گردد.
  3. در خرید و فروش‌های نسیه همواره کاهش احتمالی ارزش پول در نظر گرفته می‌شود و نرخ بهره، قیمت‌ها و دستمزدها همواره در قیاس با نرخ تورم قرار می‌گیرند. با چنین پیشینه هولناکی از مرزهای بیکران تجربه‌های تورمی و شناخت ویژگی‌های عمومی آن بررسی پدیده تورم در اقتصاد ایران طی سال‌های اخیر نکات قابل تأملی دارد.

هرچند وقوع چنین رفتارهایی در زمانی که نرخ تورم تیرماه حدود ۱۸ درصد اعلام شده است، از سوی بازار چندان منطقی به نظر نمی‌رسد… از این رو، در این مقاله به سراغ چند مثال تاریخی از ابر تورم رفته و رویدادهای مربوط به وقوع این پدیده در این کشورها را نقل کرده‌ایم.نرخ تورم ایران

نکته: نرخ تورم به صورت علمی و جامع اندازه گیری می‌شود. به بیان دیگر، افزایش غیر معقولانه قیمت چند کالا، موجب افزایش نرخ تورم به اندازه همان کالاها نخواهد شد. به بیان ساده‌تر، در محاسبه نرخ تورم، علاوه بر افزایش قیمت خودرو، افزایش قیمت بنزین و سوخت، افزایش قیمت مواد خوراکی نظیر نان، هزینه دانشگاه و… نیز مورد محاسبه قرار می‌گیرد. با توجه به اینکه قیمت سوخت، قیمت نان و… در کشور ثابت بوده است، نرخ تورم اعلام شده رقم نسبتا معقولی است.


 


ابر تورم آلمان

بله! یکی از مثال‌های تاریخی ابرتورم، کشور آلمان است. در زمان وقوع پدیده ابر تورم در آلمان مردم برای حمل حقوق خود از چمدان استفاده می‌کردند. با توجه به دلایل مختلف، اطلاعات مربوط به رویداد تاریخی ابر تورم آلمان عینا منابع انگلیسی زبان که در بخش منابع لینک آن‌ها را مشاهده می‌کنید، ترجمه شده و در اختیار خوانندگان گرامی قرار داده می‌شود.

بحران وایمار در ۱۹۲۳، در زمانی رخ داد که آلمان در بازپرداخت غرامت‌های جنگی با مشکل  رو به رو شد. هنگامی که در آلمان اوضاع از کنترل خارج شد، مردم این کشور با دشواری‌های بسیاری رو به رو شدند، در ادامه خلاصه این رویداد را به رشته تحریر درآورده‌ایم.تورم آلمان

چاپ بی رویه اسکناس در جایی که اضافه تولید مشاهده نمی‌شد، به همراه اقتصاد نابود شده آلمان از جنگ جهانی دوم، باعث شد پدیده ابر تورم روی دهد. قیمت‌ها به طور مهار گسیخته‌ای افزایش یافت به صورتیکه قیمت یک قرص نان از ۲۵۰ مارک در ژانویه ۱۹۲۳ به ۲۰۰ میلیون مارک در نوامبر ۱۹۲۳ رسید. –تقریبا از دی ماه ۱۳۰۱ تا آبان ماه ۱۳۰۲ یعنی در حدود ۱۰ ماه- در واقع واحد پولی آلمان کاملا بی ارزش شد.

مثالهایی بامزه‌ای در رابطه با این رویداد و افرادی که از این راه به ثروت‌های کلانی دست پیدا کردند -یا به خاک سیاه نشستند!- نقل شده است.

  • مردم دستمزد خود را در چمدان حمل می‌کردند.
  • فردی از چمدان پر از پول خود غفلت کرده بود، پس از چند لحظه متوجه شد، دزد چمدان را دزدیده، اما پول‌ها را از داخل آن بیرون ریخته است.
  • پسری را برای خرید دو قرص نان به نانوایی می‌فرستند. پسرک در سر راه، قدری مشغول بازی فوتبال می‌شود و با تاخیر به نانوایی می‌رسد، اما اکنون با آن پول تنها یک قرص نان می‌تواند خریداری کند.
  • فردی برای خرید کفش به برلین رفت، اما زمانی که به آنجا رسید تنها قادر بود یک فنجان قهوه بخورد و با اتوبوس به خانه بازگردد.ابر تورم المان

در این حال، برخی افراد به سودهای عجیب و غریبی دست پیدا کردند. فردی برای خرید یک گله گاو پول قرض کرده بود، کمی بعد توانست با فروش یک گاو، قرض خود را باز پس دهد.

به طور کلی مردمی که زیر بار قرض بودند، از سقوط ارزش واحد پولی آلمان خوشحال بودند، چراکه هر روز در واقع ارزش قرض آن‌ها کم می‌شد.

هرچند افرادی نیز، با توجه به درآمد ثابتی که داشتند، هر روز و هر روز، بیشتر تحت فشار قرار می‌گرفتند. افرادی که پول ذخیره کرده بودند یا صاحب‌خانه‌ها  -افرادی که قبل از شروع ابر تورم با قیمت‌های گذشته منزل خود را اجاره داده بودند- از این دست افراد بودند. زنی خانه خود را فروخته بود تا با آن سرمایه بتواند زندگی خود را بگذارند، در حالیکه چند ماه بعد، با پولی که در دست داشت تنها امکان خرید یک قرص نان را داشت.

نرخ برابری مارک آلمان با دلار آمریکا در سال ۱۹۱۴ برابر با ۴.۲ بود. -۴.۲ مارک برابر با یک دلار آمریکا- نه سال بعد، هر دلار آمریکا معادل ۴.۲ میلیارد مارک آلمان شده بود.ابر تورم در المان

کارمندان رستوران، تقریبا هر نیم ساعت مجبور به تغییر قیمت منوهای رستوران بودند.

در این دوره از تاریخ آلمان، بعضا مبادله کالا با کالا تبدیل به یکی از راهکارهای اساسی مردم برای گریز از وضعیت اسفناک اقتصادی شده بود.

استفاده از مارک جمهوری آلمان به عنوان سوخت نیز یکی از تصاویر مشهور آن زمان است. از طرف دیگر، استفاده از مارک به عنوان وسیله‌ای برای تفریح و سرگرمی کودکان نیز گزارش شده است.

استفاده از مارک به عنوان کاغذ دیواری، از خرید ارزان‌ترین نوع کاغذ دیواری با مارک نیز به صرفه‌تر بود و از این رو، مردم به استفاده‌های خلاقانه از واحد پولی بی ارزش خود روی آورده بودند.


بیشتر بخوانید: کم ارزش ترین ارزهای جهان ؛ با بی ارزش‌ترین واحدهای پولی دنیا آشنا شوید


از نتایج ابر تورم آلمان بازگشت به عصر قرون وسطا از نظر مبادله کالا به کالا بود. علاوه بر استفاده از کالاهایی نظیر سوخت که عمومیت داشت، کالاهای مصرفی خاص نیز مورد مبادله قرار می‌گرفت. به عنوان مثال، با یک شیشه پارافین امکان خرید یک تی‌شرت وجود داشت. با مبادله آن تیشرت با سیب زمینی، خانواده غذای مورد نیاز خود را تامین می‌کرد.

از روی سقف و بدنه تمام خانه‌ها در آلمان، تقریبا در طول یک شب، کالاهایی که اکنون دارای ارزش شده بودند، ناپدید شد.

جوامع کوچکتری در دل جامعه بزرگتر شکل گرفت. به صورتیکه اصناف و… اقدام به چاپ پول مورد اعتبار خود نمودند. این پول در واقع تضمین کننده یک نوع کالا به مقداری مشخص بود. به عنوان مثال، کارخانه‌های تولید کفش، دستمزد کارگران خود را به وسیله کوپن تهیه کفش می‌دادند. این کارگران در مغازه‌هایی نظیر قصابی و نانوایی امکان تعویض کوپن با کالای مورد نظر خود را داشتند.تورم مهار گسیخته المان

افرادی که ارز خارجی در دست داشتند، به طور مطلق از این وضعیت بهره می‌بردند. به صورتیکه داستان مشهوری نقل می‌شود که در سال ۱۹۲۳ فردی با در دست داشتن تنها یک دلار، قادر شد به همراه ۶ نفر از دوستانش به برلین برود، پس از یک شب خوشگذرانی، فردا هنوز مقدار بسیار زیادی پول برای آن‌ها مانده بود.

برای آمریکایی‌هایی که در طول بحران به برلین سفر می‌کردند، مشکلات عجیبی به وقوع می‌پیوست. به صورتیکه، هیچکس پول کافی برای تبدیل ۵ دلار آمریکا به مارک آلمان را در اختیار نداشت.

یک دانشجوی خارجی که در آلمان مشغول تحصیل بود، تنها با پول توجیبی که از خانواده خود دریافت می‌کرد، قادر شده بود تعداد زیادی خانه برای خود بخرد. یک قهوه در هنگام سفارش دادن آن، ۵۰۰۰ مارک ارزش داشت. جالب اینکه در هنگام نوشیدن همان قهوه، گارسون مجبور به تغییر قیمت آن، به ۸۰۰۰ مارک شده بود.

برخی فروشگاه‌ها تنها به وسیله مبادله کالا با کالا، دست به فروش می‌زدند. به بیان دیگر، فردی با دو چمدان پر از پول وارد یک قصابی برای خرید گوشت می‌شد، اما قصاب از فروش گوشت به او خودداری می‌نمود. هرچند به او پیشنهاد می‌داد در قبال گرفتن چمدان حاضر است به او گوشت بدهد.

برخی از مردم مجبور به فروش پس انداز خود برای تامین مایحتاج زندگی خود شدند. افراد بسیار ثروتمند اما، تنها کاربری زمین‌های کشاورزی خود را به گونه‌ای تغییر دادند که امکان کاشت محصولات مورد نیاز خود را داشته باشند.

ابر تورم مجارستان

به نظر بسیاری از کارشناسان، بدترین ابر تورم تاریخ از آنِ مجارستان است. این ابر تورم به گونه‌ای بود که ارزش پنگوی مجارستان هر ۱۵ ساعت نصف می‌شد!

این کشور در جنگ جهانی دوم، محل درگیری زمینی روسیه و آلمان بود. پس از جنگ، با توجه به نابود شدن قسمت عمده صنعت این کشور در این دوران و از دست رفتن خطوط ریلی و حمل و نقل، دولت تصمیم به انجام کاری بسیار خطرناک گرفت. چاپ اسکناس (!) این پول بدون پشتوانه، سبب بزرگترین ابر تورم تاریخ بشری شد.بازی با تورم

در جولای ۱۹۴۵ کل پول در گردش مجارستان برابر با ۲۵ میلیارد پنگوی بود. در ژانویه ۱۹۴۶ این رقم به ۱.۶۴۶ میلیارد رسید. در می ۱۹۴۶ رقم باور نکردنی ۶۵ میلیون میلیارد پنگوی گزارش شد و در نهایت در جولای ۱۹۴۶ حجم پول مجارستان به ۴۷ تریلیون تریلیون پنگوی رسید. به بیان دیگر، به فاصله یک سال، هست و نیست مردم در مجارستان از دست رفت.

برای درک بهتر این ماجرا بهتر است به مثالی ساده اکتفا کنیم. فرض کنید قیمت کالایی در سپتامبر ۱۹۴۵ (شهریور ۱۳۲۴) برابر با ۳۷۹ پنگوی بوده است، در ژانویه سال بعد، یعنی حدود ۴ ماه بعد، این رقم به ۷۲۳۳۰ پنگوی می‌رسد و یکماه بعد در فوریه باید آن کالا را به قیمت ۳۵۷۹۰۲۷۶ پنگوی خریداری می‌کردید. این ماجرا ادامه داشت تا زمانی که در ۲۲ جولای ۱۹۴۶ برای خرید همان کالا باید رقم یک تریلیون پرداخت می‌نمودید.

به بیان دیگر، با توجه به کل حجم پول چاپ شده در مجارستان در سال ۱۹۴۵ و افزایش قیمت کالاها در سال بعد، با پولی که در سال ۱۹۴۶ برای خرید مثلا یک کت و شلوار پرداخت می‌کردید، امکان خرید کل کشور را در سال گذشته داشتید!

هرچند این مساله به همین جا ختم نمی‌شود. در نقطه اوج تورم در مجارستان مردم این کشور افزایش قیمت ۱۵۰ هزار درصدی در روز را تجربه نمودند!

در چنین شرایطی، دولت تصمیم گرفت نحوه دریافت مالیات را تغییر دهد؛ چراکه حتی یک روز تاخیر در دریافت مالیات از طرف دولت، به معنی بی ارزش شدن کل مالیات دریافتی در خزانه دولت می‌بود.عکس های تاریخی تورم

قبل از آغاز جنگ در مارس ۱۹۴۱ هر دلار آمریکا مساوی با ۵ پنگوی بود. در ژوئن ۱۹۴۴ نیز هر دلار آمریکا تنها ۳۳ پنگوی ارزش داشت. با شروع ابر تورم در آگوست ۱۹۴۵ قیمت هر دلار آمریکا به ۱۳۲۰ پنگوی رسید. این سیر نزولی همچنان ادامه داشت تا جایی که در نوامبر ۱۹۴۵ هر ۱۰۰ هزار پنگوی تنها یک دلار ارزش داشت! اما این پایان راه نبود، چراکه قیمت هر دلار آمریکا در جولای ۱۹۴۶ به ۴۶۰ تریلیون تریلیون پنگوی رسید!

کار به جایی رسید که دولت از چاپ این تعداد صفر در کنار پول ملی این کشور خسته شد. در نتیجه با تغییر میل پنگوی در مرحله اول – هر میل پنگوی معادل ۱۰۰۰۰۰۰ پنگوی- و سپس چاپ بیل پنگوی – معادل ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ پنگوی- چاره سازی کرد.

در این زمان، دستمزد واقعی کارگران، به اندازه ۸۰ درصد افت داشت.بی ارزش شدن پول

برای درک بهتر این حجم از تورم، کافیست به قوه تخیل خود رجوع کنید! هرچند به طور خلاصه، نتیجه ابر تورم مجارستان نابودی طبقه متوسط در این کشور بود.

ابر تورم یوگسلاوی

ابر تورم پدیده‌ای مربوط به زمان گذشته نیست! ابر تورم یوگسلاوی در ۱۹۹۰ میلادی، یکی از مثالهای وقوع این پدیده در سالهای اخیر است. در سال ۱۹۹۳، یوگسلاوی تورم بیش از ۹۹ درصدی را در برخی از ماه‌ها تجربه نمود. به طور میانگین در طول سالهای ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴ تورم بیش از ۵۰ درصدی اتفاق افتاد. این مساله موجب شد، تعداد زیادی از مردم، اندوخته‌های مالی خود را از دست بدهند.تورم چیست

در طول این مدت، قسمت عمده‌ای از مردم امکان خرید از فروشگاه‌های خصوصی را نداشتند. از این رو، یا باید در صف‌های طولانی فروشگاه‌های عرضه مواد غذایی دولتی می‌ماندند یا بر روی کمک‌‌های مالی نزدیکان خود در کشورهای دیگر حساب می‌کردند.

پمپ‌های بنزین تقریبا در تمام بلگراد تعطیل بود. هرچند یک پمپ بنزین به خدمت رسانی به توریست‌های خارجی و سفارت خانه‌ها بنزین می‌فروخت.

مردم امکان خرید دلار یا مارک آلمان را در بازار سیاه داشتند. البته این مساله موجب افزایش تمایل مردم به تبدیل دارایی‌های خود در بازار سیاه به ارزهای خارجی شد. از سوی دیگر، غیر رسمی بودن این بازارها، خود موجب تلف شدن وقت مردم در این میان شده بود.

با بسته شدن جایگاه‌های سوخت به طور ناگهانی، بازار عرضه سوخت به صورت جداگانه شکل گرفت. در کنار جاده‌ها، اتومبیل‌هایی توقف کرده بودند و سوخت را به صورت گالونی و به قیمت گزاف ۸ دلار عرضه می‌کردند. در چنین شرایط بیشتر افرادی که خودرو داشتند، به سمت استفاده از سیستم حمل و نقل عمومی روی آوردند.

در نقطه مقابل، اداره حمل و نقل بلگراد پول کافی برای سرپا نگاه داشتن ۱۲۰۰ اتوبوس خود نداشت، در چنین شرایطی کمتر از ۵۰۰ اتوبوس همچنان فعالیت می‌نمودند. اتوبوس‌های در حال کار، به شدت شلوغ بودند و از طرف دیگر، جمع آوری بلیت از مسافران عملا ممکن نبود.تورم بالا چیست

خودروهای پست، آمبولانس، آتش نشانی و حمل زباله نیز با مشکل کمبود سوخت مواجه شده بودند. دولت به مردم اعلام نمود، امکان تامین سوخت کشاورزان برای جمع آوری محصولات و کاشت آن‌ها را توسط ماشین آلات ندارد.

هرچند دولت به چاپ پول بیشتری دست زده بود، اما در شرایط ابر تورمی، عملا دینار بی ارزش یوگسلاوی کمکی به سرپا نگاه داشتن پروژه‌های مختلف نمی‌کرد. با افزایش نرخ بیکاری به ۳۰ درصد، حتی آسانسورها و پروژه‌های ساختمانی نیز متوقف شده بودند.

دولت تصمیم به مهار ابر تورم به صورت مصنوعی گرفته بود. با پایین نگاه داشتن قیمت‌ها در ابتدای کار، موفقیتهایی حاصل شد هرچند در ادامه نرخ پایین خدمات باعث شد اصناف مختلف دست از کار بکشند. در اکتبر ۱۹۹۳ نانوایی‌ها از پخت نان امتناع نمودند، به صورتیکه به مدت یکهفته در بلگراد نان توزیع نشد.

قصاب‌ها از فروش گوشت به مغازه‌های دولتی امتناع کردند. این شرایط باعث شد در بعضی نقاط مردم به گوشت دسترسی نداشته باشند. برخی فروشگاه‌های دیگر نیز با بستن درب، کالاها را با نرخ دولتی به فروش نمی‌رساندند.

کشاورزان از تحویل کالاهای تولید شده خود با نرخ مصوب به دولت امتناع کرده و دولت برای جبران کمبود مواد غذایی خود مجبور به تامین محصولات کشاورزی از کشورهای دیگر شد. در نقطه مقابل، وزارت کشاورزی تنها سی درصد از سوخت مورد نیاز کشاورزان را به آن‌ها تحویل نمود.

دولت یوگوسلاوی با ایجاد سیاستی جدید، به فروشگاه‌ها دستور داد که برای افزایش قیمت کالاهای خود موظف به پر کردن فرم‌های مخصوصی هستند. در چنین شرایطی، کارکنان فروشگاه‌ها مجبور به گذاشتن وقت بسیاری برای پر کردن این فرم‌ها شدند. عجیب اینکه، این سیاست در عملا موجب افزایش تورم گردید، چراکه فروشگاه‌ها به منظور جلوگیری از اتلاف وقت دوباره برای پر کردن فرم‌ها، به یکباره قیمت‌های خود را افزایش بسیار زیادی دادند.

در اکتبر ۱۹۹۳ دولت اقدام به حذف ۶ صفر از دینار قدیم نمود. به معنای دیگر، هر دینار جدید یوگسلاوی برابر با یک میلیون دینار قدیم بود. بدیهی است این سیاست نیز کمکی به کنترل ابرتورم نکرد.

در نوامبر ۱۹۹۳ دولت راه‌اندازی سیستم گرمایشی ساختمان‌های دولتی که عده زیادی از مردم در آن‌ها زندگی می‌کردند را به تاخیر انداخت. در نقطه مقابل، مردم با استفاده از بخاری‌های برقی سعی در گرم نگاه داشتن خانه‌های خود کردند. این مساله موجب شد، شرکت تولید برق دولتی با قطع برق اقدام به کنترل مصرف و ذخیره برق نماید.

در نوامبر ۱۹۹۴ در یک تیمارستان بزرگ، ۸۷ بیمار جان خود را از دست دادند. در حالیکه سیستم گرمایشی تیمارستان از کار افتاده بود، غذا و دارویی برای بیماران در دسترس وجود نداشت و بیماران به صورت لخت و عریان در محوطه پرسه می‌زدند.

بین اول اکتبر سال ۱۹۹۳ تا ۲۴ ژانویه ۱۹۹۵، قیمت‌ها به میزان ۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ درصد افزایش یافتند! در این شرایط ساختار سوسیالیستی این کشور از هم پاشید. دزدان اقدام به غارت داروخانه‌ها و مراکز بهداشتی با ترساندن کارکنان می‌کردند و سپس همان داروهای سرقتی را در جلوی همان بیمارستان‌ها به فروش می‌رساندند. علاوه بر این، کارکنان راه‌آهن یوگسلاوی با اعتصاب خود، سیستم حمل و نقل این کشور را از کار انداختند.صف مردم برای گرفتن پول

دولت سطح حقوق بازنشستگان را تعیین نموده بود. بازنشسته‌ها باید حقوق خود را از اداره پست دریافت می‌نمودند، هرچند دولت از تامین بودجه کافی برای اداره پست به منظور پرداخت به بازنشسته‌ها باز مانده بود. طبیعی است، بازنشسته‌ها برای دریافت حقوق خود رو به روی اداره‌ پست صفهای طولانی ایجاد کرده بودند.

همزمان کارکنان این اداره‌ها، با تمام شدن پول در خزانه‌ به افراد حاضر در صف پول پرداخت می‌کردند. با تمام شدن پول، افراد باید منتظر رسیدن پول به خزانه این اداره‌ها می‌ماندند. از سوی دیگر، با توجه به تورم مهار گسیخته، بازنشسته‌ها می‌دانستند هر روز یا ساعتی که در پرداخت حقوق تاخیر به عمل می‌آید، در واقع از ارزش پول دریافتی آن‌ها کاسته می‌شود.

بسیاری از صاحبان کسب و کار از ارائه کالا یا خدمات در ازای دینار رسمی یوگسلاوی خودداری می‌کردند. در این شرایط، مارک آلمان عملا تبدیل به واحد پولی این کشور شده بود. هرچند کارکنان دولت، ادارات دولتی و بازنشستگان پول خود را به دینار یوگسلاوی دریافت می‌کردند.


بیشتر بخوانید: داستان عجیب نوسانات دلار در ایران ؛ ریال چگونه ریال شد؟


در ابتدای تبدیل دینار قدیم به دینار جدید، هر دینار جدید معادل یک میلیون دینار قدیم ارزش داشت. مساله جالب اینکه ظرف مدت ۱۸ روز، هر دینار جدید با نرخی معادل ۳۷ میلیون دینار قدیم تبادل می‌شد.

کارکنان اداره اتوبوسرانی از ارائه خدمات به مردم سرباز زده و اعتصاب کردند. حقوق پرداختی به این کارکنان برای دو هفته برابر با ۴ دینار جدید بود؛ هرچند برای زندگی یک خانواده چهار نفره در ماه به ۲۳۰ میلیون دینار نیاز بود.

در یازده دسامبر نرخ تبادل هر دینار جدید به ۸۰۰ میلیون دینار قدیم و در ۱۵ دسامبر به ۳.۷ میلیارد رسید. نرخ تورم روزانه به حدود ۱۰۰ درصد رسیده بود.

کشاورزان با نفروختن محصولات خود به دولت، آن‌ها را در بازار آزاد ارائه می‌کردند. دولت تصمیم به بستن بازار آزاد گرفت. در ۲۹ دسامبر، نرخ تبادل هر دینار جدید در مقابل دینار قدیم به ۹۵۰ میلیارد دینار رسید.

با افزایش نرخ تبادل دینار جدید به ۶۰۰۰ میلیارد دینار قدیم، در ۶ ژانویه دولت رسما مارک آلمان را به عنوان پول رسمی یوگسلاوی پذیرفت. در عین حال، اقدام به ارائه دینار جدیدتری نیز نمود.تورم آلمان چقدر بود

برای پرداخت قبض تلفن، پستچی‌ها اقدام به ارائه این قبوض به منازل می‌کردند. مردم نیز در عمل با به تعویق انداختن زمان پرداخت، پول کمتری می‌پرداختند.

فرض کنید قبضی در روز ارائه، ۱۰۰۰ دینار بود، در ماه آینده ۱۰۰۰ دینار در واقع کمترین ارزشی نداشت! یک پستچی با توجه به این مساله، به جای بردن قبض‌ها به درب خانه مردم، ۷۸۰ قبض تلفن را پیش خود نگاه داشت. روز بعد، وی با پرداخت پول کمی که در واقع معادل چند پنی آمریکا ارزش داشت، همه آن‌ها را پرداخت کرد!

برای درک بهتر ابر تورم یوگسلاوی از مثالی تاریخی بهره می‌گیریم.

جیمز لیون یک خبرنگار در سال ۱۹۹۳ به مدت ۲۴ ساعت از بلگراد با خارج از کشور تماس تلفنی داشت. در تاریخ ۱۱ ژانویه قبضی معادل ۱۰۰۰ دینار جدید جدید –دولت یوگسلاوی دوباره اقدام به حذف صفرهای دینار نموده بود- برای او فرستاده شد. در این تاریخ، نرخ هر دینار جدید برابر با ۱۵۰۰۰۰ دینار قدیم بود. هرچند این مبلغ تنها به اندازه کسری از مارک آلمان ارزش داشت، اما تا تاریخ ۱۷ ژانویه پرداخت نشد. در این تاریخ، نرخ برابری هر دینار جدید برابر با سی میلیون دینار قدیم شده بود.

در بازار آزاد، بیست و چهار ساعت مکالمه با خارج از کشور، ۵۰۰۰ دلار ارزش داشت. هرچند در عمل با توجه به سیاست مالی دولت یوگسلاوی، جیمز لیون هیچ مبلغی را پرداخت نکرده بود –به جای ۵۰۰۰ دلار، کمتر از چند پنی پرداخت شد.-بی ارزش شدن پول

قبول نکردن چک شخصی افراد بر خلاف مقررات بود. نقد شدن چک، در عمل چند روز زمان می‌برد، در این شرایط، فردی که چک را صادر کرده بود، با توجه به تورم مهار گسیخته به اندازه نود درصد ارزش واقعی چک صادر شده به جیب می‌زد!

فرض کنید در هنگام صدور چک کالایی ۱۰۰۰ دینار ارزش داشت، پس از نقد شدن آن چک، همان کالا ۱۰۰۰۰ دینار ارزش پیدا می‌نمود، به این صورت با خرید نسیه در ازای چک، سود زیادی عاید صاحب وی می‌شد. برخی نیز معتقدند، بزرگترین ابر تورم تاریخ متعلق به یوگسلاوی است، چراکه دولت تنها به مهار مصنوعی قیمت‌ها، باعث ارائه نرخ غلط تورم شده است.

ابر تورم زیمباوه

تورم زیمباوه از سال ۱۹۹۶ رفته رفته تبدیل به ابر تورم در سال ۲۰۰۱ گردید. این مساله تا جایی ادامه داشت که در سال ۲۰۰۸ میلیونرها و میلیاردرهای گرسنه تبدیل به تیتر رسانه‌های جهان شد. ابر تورم زیمباوه در سال ۲۰۰۹ مهار گردید، هرچند برخی دانشمندان معتقدند، دور تازه‌ای از ابر تورم در این کشور در سال ۲۰۱۷ شروع شده است.

با اوج گیری بحران ابر تورم در زیمباوه خدمات عمومی در این کشور تقریبا از هم پاشید. با توجه به حقوق نسبتا ثابت بخش دولتی، کارکنان بخش‌هایی نظیر جمع آوری زباله، معلمان، پرستاران و… از کار کردن سر باز زدند. دلیل ساده بود، ارزش پول هر ساعت کم می‌شد ولی دستمزدها به همان صورت افزایش پیدا نمی‌کرد. این وضعیت تا جایی ادامه داشت که حقوق دریافتی، کفاف پرداخت هزینه حمل و نقل تا محل کار را نمی‌داد.میلیاردهای گرسنه

حقوق دریافتی یک معلم مدرسه حتی برای خرید دو شیشه روغن کافی نبود. در چنین شرایطی معلمان به طور مستقیم از والدین کودکان کمکهای غیر نقدی خوراکی دریافت می‌کردند. در عین حال، برخی معلمان برای باقی ماندن در شغل خود مجبور به انجام کارهای دیگری شدند. به عنوان مثال، به طور مستقیم به کودکان کلوچه و آبنبات می‌فروختند.

حقوق یک پرستار در ماه ۳۶۰۰ دلار زیمباوه بود. با وقوع ابر تورم، این مقدار پول کفاف پول اتوبوس این پرستار را برای رفتن به بیمارستان تنها برای ۴ روز می‌داد. در نتیجه پرستاران نیز برای زنده ماندن شروع به فروش کالا به بیماران خود نمودند. کالاهای فروخته شده، از بین کالاهایی بودند که بیمارستان‌ها در اختیار بیماران نمی‌گذاشتند، نظیر دستمال توالت، مسواک و صابون… پرستارها به این صورت روزانه حدود ۲۰ سنت آمریکا کسب درآمد می‌کردند.

جسد برخی پناهندگان در بیمارستان‌ مانده بود، چراکه دولت نیز امکان دفن آن‌ها را نداشت. بیمارستان مرکزی هرار تقریبا با نیمی از ظرفیت خود مشغول به کار بود، چراکه حتی برخی کارکنان بخش نظافت نیز رقبتی به حضور در محل کار نداشتند.ارزش پول

هرچند پایتخت زیمباوه در بهار بسیار زیبا بود، اما با توجه به عدم توان دولت برای پوشش هزینه‌های آب با مشکل مواجه شده بود. از سوی دیگر، مرگ و میر ۱۶ تن به علت آلودگی ناشی از زباله و آب گزارش شده بود. در یک روستا مردی را به علت مشکوک شدن به سرقت دو مرغ، تخم مرغ و اندکی ذرت به قتل رساندند.

بیشتر بخوانید: افزایش قیمت سکه در بازار ایران ؛ خود کرده را تدبیر نیست!

روسای سنتی و قبیله‌ای از سیاستمداران فاسد و ارتش شکایت داشتند، چراکه مواد غذایی و غلاتی که برای گرسنگان در نظر گرفته شده بود، در بازار آزاد به فروش می‌رساندند.

برخی از مردم تنها قادر به خوردن ذرت با حقوق دریافتی خود بودند. یک نگهبان که پیش از این ماهیانه حقوقی به ارزش ده دلار آمریکا دریافت می‌کرده، اکنون باید با ۵ دلار آمریکا در ماه زنده بماند.

او هر روز با خرید سیگار به صورت بسته‌ای و فروش آن‌ها به صورت دانه‌ای حدود ۲۰ تا ۳۰ سنت اضافه درآمد کسب می‌کند. هرچند با توجه بیمار شدن دختر ۵ ساله‌اش بر اثر نوشیدن آب آلوده امکان فرستادن او به دکتر را نداشت.

گرسنگی در زیمباوه به جایی رسیده بود که برخی از مردم خواهان بازگشت کشاورزان صنعتی سفید پوست به مزارع بودند تا امکان تولید غذای کافی برای مردم به وجود بیاید. ابر تورم زیمباوه پس از اصلاحات ارزی به وقوع پیوسته بود. دولت پس از تقسیم مزارع بزرگ به کوچک، مشاهده کرد که بازده کشاورزی در این کشور به شدت کاهش یافته است.

بسیاری از مردم زمین دریافت کرده بودند، اما قادر به تولید محصولات کشاورزی نبودند. شاید بتوان در مورد زیمباوه گفت، زمین داران میلیاردر گرسنه! مردم تقریبا هر چیز قابل خوردنی را می‌خوردند. به صورتیکه خوردن علوفه نیز گزارش شده بود.ابر تورم در زیمباوه

سیستم آموزشی زیمباوه که پیش از این به علت پر تعداد بودن محصلین به خود می‌بالید نیز دچار مشکل شده بود. کلاسهای درس به علت نبود معلم، خالی از دانش آموز شده بودند. حقوق ۴۰ سنتی معلمین تنها برای خرید مقداری نان کفایت می‌کرد.

در سال ۲۰۰۹ بانک مرکزی زیمباوه اقدام به چاپ اسکناس ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ دلاری کرد! این مقدار پول به سختی برای خرید یک نان کفایت می‌کرد.

در زمانی که دلار زیمباوه در سال ۱۹۸۰ منتشر گردید، قیمتی برابر با دلار آمریکا داشت. در سال ۲۰۰۹ اما هر دلار آمریکا معادل $۲,۶۲۱,۹۸۴,۲۲۸, ۶۷۵,۶۵۰,۱۴۷,۴۳۵,۵۷۹,۳۰۹,۹۸۴,۲۲۸ دلار زیمباوه بود!

در جایی که انگلستان نگران رسیدن نرخ تورم خود به ۲ درصد است، تورم زیمباوه در مقطعی به ۷۶.۹ میلیارد درصد رسیده بود.

قیمت چاپ پول‌های میلیارد دلاری زیمباوه حتی از ارزش آن‌ها بیشتر شده بود. –به عنوان مثال اگر هزینه چاپ یک میلیارد دلار زیمباوه، ۱۰ تومان می‌شد؛ اسکناس یک میلیارد دلاری زیمباوه تنها ۵ ریال ارزش داشت!-

فروشندگان هر صبح و بعد از ظهر، قیمت اجناس خود را دو برابر می‌نمودند. کارگرانی که صبح مشغول به کار شده بودند، بعد از ظهر دستمزد بی ارزشی دریافت می‌کردند. دولت زیمباوه در سال ۲۰۰۹ مجبور به پذیرش دلار آمریکا و راند آفریقای جنوبی به عنوان پول در گردش خود شد.

برای درک بهتر خوانندگان، چند مثال ساده قبل از اوجگیری تورم در سال ۲۰۰۹ زیمباوه آورده شده است، چراکه شمارش صفرهای کالاها در سال ۲۰۰۹ بسیار حوصله سر بر است! بهتر است برای درک موضوع ابر تورم به نکته‌ای مهم توجه داشته باشید. هر دلار آمریکا در شروع سال ۲۰۰۶ برابر با ۱۰۰۰۰۰ دلار زیمباوه بود.

یک ساندویچ سوسیس با سس به قیمت ۳۰ میلیون دلار زیمباوه به فروش می‌رسید. یک کیسه ۱۵ کیلویی سیب زمینی در آغاز هفته ۹۰ میلیون دلار زیمباوه قیمت داشت. در پایان هفته هر کیسه سیب زمینی به قیمت ۱۶۰ میلیون دلار خریداری می‌شد. در همین زمان، حقوق یک معلم ۴۰۰ میلیون دلار در ماه بود!اسکناس زیمباوه

بر خلاف تصور، مغازه داران نیز سود چندانی کسب نمی‌کردند؛ چراکه هرچند کالاهای خود را به طور مداوم با قیمت‌های بیشتری عرضه می‌کردند اما بعدا برای خرید همان کالا مجبور به پول بیشتری می‌شدند. این ماجرا تا زمانی که دلار آمریکا به عنوان پول مبادله‌ای مورد استفاده قرار گرفت، ادامه داشت.

پس از ابر تورم زیمباوه از میزان گرایش به شغلهای تخصصی کاسته شد، چراکه دستمزد کارکنان دولت که در چنین شغلهایی مشغول به کار بودند، افزایش چندانی نداشت. در نقطه مقابل، دلالی شدت گرفت. در اواسط بحران، مغازه‌ها پر از اجناس قابل ارائه بود. از پوشاک گرفته تا مواد غذایی، هرچند کسی قادر به پرداخت بهای آنها نبود.

در سال ۲۰۰۸ زیمباوه با کاهش تولید ۳۶۰ هزار تنی ذرت و ۲۵۵ هزار تنی گندم رو به رو شد. حقوق معلمین و نظامی‌ها در سال ۲۰۰۶ به یکباره سه برابر شد. هرچند حقوق ۳۳ میلیون دلاری آن‌ها، برای یک خانواده پنج نفره، آن‌ها را زیر خط فقر قرار می‌داد.

ابر تورم ونزوئلا

ونزوئلا با دارا بودن بیشترین مقدار ذخیره نفتی در جهان –بر اساس بررسی‌ها- دچار ابرتورم بی‌سابقه‌ای در سالهای اخیر شده است. تورم این کشور در سال ۲۰۱۴ به بیش از ۵۰ درصد رسید. در سال ۲۰۱۷، رقم تورم ۵۳۶.۲ درصدی برای این کشور ثبت شد. بر اساس بررسی‌های سازمان‌های جهانی رقم ابر تورم در ونزوئلا در سال ۲۰۱۸ به ۲۰۶۸.۵ درصد خواهد رسید. دولت ونزوئلا دلیل این وقوع ابر تورم را جنگ اقتصادی می‌داند.

به گفته دولتمردان این کشور، اپوزیسیون در این مساله دخیل است. رئیس جمهور ونزوئلا معتقد است، بانکها در قاچاق ارز به کلمبیا دخیل هستند. به همین منظور، دولت اقدام به ایجاد کنترل مصنوعی قیمت‌ها در کشور نموده است. هرچند بازار سیاه کماکان به کار خود ادامه می‌دهد. مردم برای تامین مایحتاج خود، مجبور به پرداخت هزینه‌های گزافی هستند.اسکناس های میلیونی

خدمات درمانی در این کشور با مشکل مواجه شده‌اند به صورتیکه عملا بخش بیمارستان‌های دولتی، دارو و تجهیزات پزشکی قادر به ارائه خدمات نیستند. میزان جرم و جنایت نیز در این کشور رشد بی‌سابقه‌ای داشته است، به صورتیکه در سال ۲۰۱۶، بیش از ۲۷۰۰۰ قتل ثبت شد که برای این کشور بی‌سابقه است.

ونزوئلا برای مقابله با تحریم‌های اتحادیه اروپا و آمریکا اقدام به ایجاد ارز دیجیتالی جدیدی با نام پترو نموده است. این ارز با پشتوانه نفت، طلا، الماس و گاز عرضه می‌شود. در نقطه مقابل دونالد ترامپ رسما معاملات پترو در آمریکا را مصداق کلاهبرداری دانست.ابر تورم ونزوئلا

به گزارش گاردین، در جولای ۲۰۱۸ حداقل دستمزد در ونزوئلا برابر با ۵ میلیون بولیوار بود. این رقم به صورت رسمی برابر با ۳۱ یورو یا ۴۱ دلار است. هرچند در بازار سیاه، این مبلغ تنها یک یورو ارزش دارد.

به گفته یک پرستار ۴۳ ساله، حقوق پرداختی وی تنها برای خرید یک کیلو گوشت از بازار سیاه کفایت می‌کند، بنابرین با این دستمزد تنها می‌توان زنده ماند. هرچند درصورتیکه که یکی از افراد خانواده بیمار شود، با توجه به بهای گزاف خدمات درمانی امکان استفاده از آن‌ها وجود نخواهد داشت.تورم بالا چیست

زنی ۷۳ ساله با در دست داشتن نصف کارتون تخم مرغ، ادعا می‌کرد با پرداخت دو میلیون بولیوار آن‌ را خریده است. او نگران بود در آینده مجبور به پرداخت بهای بسیار بیشتری برای خرید این کالا شود.

بر اساس مقاله واشنگتن پست احتمالا ابر تورم ونزوئلا در پایان سال ۲۰۱۸ به یک میلیون درصد برسد. برای درک بهتر این مفهوم تصور کنید، در انتهای سال برای خرید کالایی ۱۰۰۰۰ برابر قیمت پایان سال گذشته پرداخت کنید.

در سال جاری، قیمت‌ها به صورت مداوم در ونزوئلا رشد می‌کنند. طی یک هفته قیمت صابون ظرفشویی از ۳.۸ میلیون بولیوار به ۴.۹ میلیون و یک کیلو مرغ از ۳.۳ میلیون به ۴.۲ میلیون بولیوار رسیده‌است.تورم زیمباوه

برخی خانواده‌ها امکان پرداخت هزینه‌های صابون و شامپو را ندارند. بنابرین به نوعی مواد شوینده در دسترس خود را جیره بندی کرده‌اند.

تورم بالا چیست

تورم بالا زمانی رخ می‌دهد که تورم بسیار زیادی گزارش شود، اما به معیارهای ابر تورم نزدیک نشود. در طول تاریخ، کشورهای زیادی با تورم بسیار بالا رو به رو بوده‌اند، هرچند در این مقاله تنها به تورم‌های بالای بسیار ثبت شده در دهه‌های اخیر خواهیم پرداخت.

عراق در یک دوره بسیار کوتاه مدت از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۵ توانست رکورد عجیبی را برای خود ثبت نماید. در سال ۱۹۸۷، هر دینار عراق تقریبا برابر با ۳.۲ دلار آمریکا بود. هرچند پس از گذشت هشت سال، هر دلار آمریکا برابر با ۳۰۰۰ دینار عراق مبادله شد.

بزرگترین پول چاپ شده در رومانی در سال ۱۹۹۰ برابر با ۱۰۰ لی بود. این رقم در سال ۱۹۹۸ به ۱۰۰۰۰۰ لی و در سال ۲۰۰۰ به ۵۰۰۰۰۰ لی رسید. با چاپ پول ۱۰۰۰۰۰۰ لی در سال ۲۰۰۵، این کشور ۵ صفر را از پول خود کاست و واحد پول خود را به لئوی تغییر داد. بزرگترین پول چاپ شده رومانی در سال ۲۰۰۵، پانصد لئوی برابر با ۵ میلیون لی بود.

ترکیه نیز تورم بسیار بالایی را تجربه می‌کند! هرچند ممکن است برخی افزایش بهای دلار در برابر لیر را در چند روز گذشته به عنوان شاهد مثال بیاورند اما، ترکیه از سال ۲۰۱۰ تا آگوست ۲۰۱۸ با چنین تورمی دست و پنجه نرم می‌کرده است به صورتیکه هر دلار آمریکا در سال ۲۰۱۰ برابر با ۱.۵ لیر ترکیه بود، اما در آگوست ۲۰۱۸ این رقم به ۶ لیر رسید.

وضعیت تورم در ایران چگونه است

علیرغم ادعای غیر کارشناسی برخی افراد، بر اساس آمار منتشر شده ایران نه تنها دچار ابر تورم نیست بلکه حتی به آستانه تورم بسیار بالا نیز نرسیده است. بیشترین نرخ تورم ثبت شده در ایران متعلق به سال ۱۳۲۲ است. در این سال، تورمی برابر با ۱۱۰.۵ درصد گزارش شده است. به بیان دیگر، تنها زمانی که قیمت همه اجناس –تمام اجناسی که در تعیین نرخ تورم دخیل هستند- به طور میانگین دو برابر شد، مربوط به حدودا ۷۵ سال پیش است!

در سالهای اخیر نیز، بر اساس گزارش بانک مرکزی بیشترین تورم سالیانه مربوط به سال ۱۳۷۴ است. در این زمان، تورم ۴۹ درصدی سالیانه را تجربه نمودیم. در سال ۱۳۵۶، تورم بیست و پنج درصدی ثبت شده است. پایین‌ترین نرخ تورم در ایران مربوط به سال ۱۳۴۴ با ۳ دهم درصد است. از سال ۱۳۷۰ تاکنون، تنها در سال ۱۳۹۵ تورمی یک رقمی ثبت شده است.ارزش ریال

نرخ برابری دلار به ریال نیز در طول چند دهه تقریبا همواره رشد صعودی داشته است. هرچند میزان افزایش قیمت دلار به نسبت تورم داخلی کشور چندان وابستگی به یکدیگر نداشته و تحت سیاست‌های مختلف کشور، سیر صعودی و حتی نزولی داشته است. به عنوان مثال در سال ۱۳۶۷ علیرغم تورمی نزدیک به سی درصد در داخل کشور، قیمت دلار سه درصد افت داشته است.

در سال ۱۳۶۹ نرخ تورم ثبت شده در کشور تنها برابر با نه درصد بوده است، اما قیمت دلار ۱۷ درصد رشد داشته است. تا پیش از افزایش قیمت مهار گسیخته دلار در ماه‌های اخیر، بالاترین نرخ افزایش قیمت دلار مربوط به سال ۱۳۹۱ بود. در این سال قیمت دلار به حدود ۲۶۰۰ تومان رسید هرچند در سال گذشته قیمت دلار حدود ۱۲۰۰ تومان بود. نرخ تورم در سال ۱۳۹۱ حدود ۳۰ درصد گزارش شده است.

در سالهای اخیر، همواره نرخ تورم از نرخ افزایش قیمت دلار بیشتر بوده است. به عنوان مثال در سالهای ۹۳، ۹۴ و ۹۵ قیمت دلار با رشدی حدود ۳ تا ۵ درصد رو به رو بوده است، هرچند نرخ تورم بسیار بالاتر از افزایش قیمت دلار گزارش شده است –تا اواخر سال ۹۵-

به عبارت دیگر، در این سالها، خرید دلار به عنوان سرمایه‌گذاری دارای توجیح اقتصادی نبوده است، چراکه در صورت خرید و نگهداری کالاهای مختلف به صورت اتفاقی سود به مراتب بیشتری نصیب افراد می‌شد؛ هرچند در ماه‌های اخیر، این روند برعکس شده است. با توجه به سیاست‌های دولت در مهار تورم و تخصیص ارز، در نهایت تورم ماه‌های گذشته به هیچ عنوان با افزایش قیمت دلار همخوان نبوده است.

در هنگام وقوع ابر تورم در شرایطی که دولتها سیاستهای کنترلی را اعمال نمایند، ایجاد بازار سیاه کاملا طبیعی است، چراکه با کم شدن کالاها به دلیل قاچاق و… مردم به ناچار برای تامین کالاهای خود به بازار سیاه روی می‌آورند؛ هرچند، در ایران بازار سیاه اجناس هنوز به وجود نیامده است.

به نظر شما چرا ویژگی‌های رفتاری مردم با افزایش قیمت دلار، همانند رفتاری است که افراد در هنگام بروز ابر تورم از خود نشان می‌دهند؟ آیا سیاست‌های ارزی دولت را موفق می‌دانید؟ آیا نرخ تورم را واقعی می‌دانید؟ افزایش قیمت دلار در زندگی روزمره شما چه تاثیری گذاشته است؟ نظر خود را با تکراتو در میان بگذارید.

منابع:



ارسال نظر (2 نظر)

    خدا به فریاد مزدبگیرا برسه!

    ۰

    ۰
    پاسخ

    خیالم راحت شد هنوز ابر تورم بر ما نباریده… مطالب بسیار عالی بود و البته شما نباید از من بیسواد انتظار داشته باشی بیام مطالب شما رو تحلیل کنم. خیلی از مردم جز فحاشی چیزی نخواهند گفت و باید منتظر برنامه برده داری ملی باشن

    ۰

    ۰
    پاسخ
داغ‌ترین‌ها
قبلی بعدی