نگاهی به فیلم ابد و یک روز اثر سعید روستایی

نگاهی به فیلم ابد و یک روز اثر سعید روستایی

خانواده ای در فقر و فلاکت بسر می برند. مادر مریض احوال است و شرایط مساعدی ندارد.

پسر بزرگتر که پیمان معادی ایفاگر آن نقش است، مغازه ای ورشکسته داشته و درآمد چندانی ندارد و نمی تواند جوابگوی خرج خود و خانواده باشد، لذا به دنبال فرصتی است تا تغییر شغل دهد و کار “نون و آب داری” برای خود دست و پا کند.

یکی از دختران خانواده که شبنم مقدمی نقش آن را به عهده دارد، دچار مشکلات عدیده ایست و زندگی ناموفقی داشته و حال تنها زندگی می کند و لذا بیشتر اوقاتش را در خانه پدری می گذراند.

دختر دیگر با اجرای ریما رامین فر نیز ازدواج موفقی نداشته و مدام با شوهر خود درگیر است و لذا قهر کرده و به خانه پدری بازگشته و اوقاتش را بیشتر در اینجا سپری می کند. او نیز صاحب پسری است که با همه جور افرادی رفاقت دارد و گوشش به حرف هیچکس بدهکار نیست و حتی برای اینکه خودی نشان دهد، خود را با چاقو زخمی کرده که با این کار جلب توجه کرده و سعی دارد خود را به عنوان یک اصطلاحا “گنده لات” جا بزند و حرف هیچکس را نخوانده و حتی روی دایی خود دست بلند می کند و از این کار خود ابایی ندارد.

خواهر دیگر که پریناز ایزدیار نقش آن را به عهده دارد سنگ صبور خانواده بوده و سعی دارد این زندگی آشفته و درهم و برهم را نظمی بخشد و از خود می گذرد، زیرا به اصلاح خانواده امید دارد.

پوستر فیلم سینمایی ابد و یک روز

دختر کوچکتر خانواده با بازی معصومه رحمانی، همواره خود را جدا از خانواده می داند و سعی دارد شرایطی به لحاظ کاری برای خود فراهم کند تا از آنجا برود و زندگی شخصی خود را شروع کند.

و کوچکترین فرد خانواده پسری است که حدودا هشت نه سالی سن دارد و به مدرسه می رود و درس می خواند.

پسر دیگر خانواده که نوید محمدزاده نقش آن را بر عهده دارد، فردی معتاد بوده و به خرده فروشی هم مشغول است و مدام در فکر ترک است اما هیچگاه این اتفاق رخ نمی دهد.

در این میان پسر بزرگ خانواده یعنی پیمان معادی در واقع خواهر خود را ( پریناز ایزدیار ) به یک افغانی می فروشد و بابت آن پولی دریافت می کند و به سرعت مغازه را تغییر داده و در محلی دیگر یک ساندویچی راه انداخته و اوضاع او رو به بهبودی دارد اما برادر کوچکتر ( نوید محمد زاده ) از کمپ آزاد شده به خانه بر میگ ردد و با توجه به نشانه ها و پرس و جو این قضیه را می فهمد و در مقابل برادر بزرگتر می ایستد و در خانواده پرده از کار او بر می دارد. هرچند که برادر بزرگتر زیر بار نمی رود و این اتفاق را یک ازدواج ساده تصویر می کند و می گوید که از سر خیر خواهی و خوشبخت شدن خواهرش می خواهد این ازدواج سر بگیرد، اما برادر کوچکتر مدام شفاف سازی کرده و به پریناز هشدار می دهد که فریب برادر بزرگتر را نخورد و به این ازدواج تن ندهد.

سکانسی از فیلم ابد و یک روز

از طرفی پسر کوچک خانواده نیز وقتی می فهمد خواهرش قصد ازدواج و رفتن از آن خانه را دارد غمگین شده و از خواهرش می خواهد که او را تنها رها نکند، زیرا او تنها تکیه گاه خانواده است و پسر کوچکتر، رفتن او را به معنای از بین رفتن خانواده می داند و همچنین از ترس از دست دادن او حتی حاضر نیست لحظه ای از او جدا شود و میل رفتن به مدرسه را نیز ندارد، اما خواهرش به او اطمینان می دهد که او را تنها نخواهد گذاشت و هیچ جای دیگری نخواهد رفت.

اما در روزی از روزها، خانواده افغان قصد بردن دختر را دارند. پسر معتاد خانواده (نوید محمد زاده) اعتراض شدیدی کرده و برادر بزرگتر برای اینکه نوید مشکل ساز نشود، آمار او را می دهد و افرادی به زور نوید را به کمپ می برند.

خانواده افغان آمده و دختر را می برند و تمام اهل خانه در غم و اندوه بسر می برند. پسر کوچکتر برگشته و خواهرش را نمی یابد. با ترس از دست دادن او کلنجار می رود اما ناگهان در باز شده و خواهرش (پریناز ایزدیار) وارد خانه می شود و براد بزرگتر دچار شوک شده و منتظر است که فرد افغانی هر لحظه برای پس گرفتن پول خود به آنجا بیاید لذا به همه سفارش می کند داخل خانه بمانند و هیچکس بیرون نیاید…

ابد و یک روز فیلمی تاویل پذیر است و از چندین منظر می توان به آن نگاه کرد و آن را  مورد تفسیر و تاویل قرار داد و ما نیز سعی می کنیم برخی زوایا و ابعاد را برای مخاطب آشکار سازیم.

فیلم ابد و یک روز ، همانطور که از نامش بر می آید، موقعیتی است که رهایی از آن امکانپذیر نیست. هر گاه یک زندانی ” حکم ابد و یک روز ” را دریافت می کند به معنای این است که تا ابد می بایست در زندان بماند و هیچ گونه عفوی شامل حال وی نمی شود و مجبور است تا آخرین لحظه عمر خود را در زندان بسر برد؛ رهایی از زندان قطعا امکانپذیر نیست! چراکه قانون چنین تعریفی از این اصطلاح را ارائه داده و قابل تغییر نیست.

پیمان معادی و نوید محمدزاده، بازیگران فیلم ابد و یک روز

در صورتی که اگر فردی ” حکم ابد ” را دریافت کند، عفو های مختلف شامل حال او شده و نهایتا پس از گذراندن ده تا پانزده سال آزاد می شود، اما حکم ابد و یک روز ، یعنی اینکه جسد زندانی از زندان بیرون خواهد رفت!

حال این خانواده نیز با چنین باتلاقی روبرو است و هرچه دست و پا می زنند تا از این وضعیت رهایی یابند بیشتر فرو رفته و امکان رهایی برای آنها امکانی دست نیافتنی شده و  تنها راهی که در پیش پای خود دارند، ادامه همین زندگی فلاکت بار است؛ ولذا همگی دچار دور تسلسل شده و هرکجا که می روند باز به سر پله اول که همین خانه هست باز می گردند و حتی شرایطی بدتر از گذشته نصیب آنها می شود.

برادر بزرگتر می خواهد کارش را توسعه دهد؛ حتی به قیمت فروش خواهرش! اما نهایتا با شرایطی روبرو می شود که مبهم است و ما متوجه نخواهیم شد اما می دانیم که شرایط خوبی نیست و اوضاع بسیار وخیم است.

خواهر کوچکتر به امید رهایی از این خانه گربه های مردم را نگهداری می کند؛ شاید پولی بدست آورده و بتواند از این خانه رهایی یابد و برای خود زندگی مستقلی فراهم کند، اما می بینیم که اتاقش پر از گربه های ناقص و افلیج شده و دیگر همان شریط اولیه نیز برایش فراهم نیست و حال علاوه بر جور خانواده، مجبور است جور گربه های ناقص و معلول را نیز به دوش کشد.

فیلم سینمایی ابد و یک روز با بازی نوید محمدزاده

خلاصه با توجه به نشانه هایی که کارگردان در اثر به مخاطب ارائه می دهد، بزرگترین نشانه برای رسیدن به معنا و بعد پنهان فیلم، همان عنوان اثر است؛ زیرا یکی از نشانه هایی که همواره با تم اثر در ارتباط بوده عنوان اثر است و اینجا نیز با تعریف چنین عنوان، معانی و مفاهیمی، عنوان بصورت یک نشانه، ما را به تم می رساند.  عنوان” ابد و یک روز” بیانگر ادامه این زندگی به همین شکل و عدم رهایی از آن برای کاراکترها بوده و آنها مجبورند به این حکم در زندگی تن در داده و با پذیرش آن شاید بتوانند آرامتر ادامه دهند.

نکته مهم، قابل توجه و بسیار تلخ دیگر، حضور افرادی از نسل های مختلف در این خانه است. ما در این اثر و در این خانواده که سوژه اصلی اثر محسوب می شود، مادر به عنوان نماینده ای از نسل گذشته، برادر بزرگ و خواهران بزرگ تر، آدم های نسل میانه ما را به تصویر کشیده و نوید محمد زاده و پریناز ایزدیار به عنوان نسل جوان جامعه و معصومه رحمانی نماینده نسلی که پایان جوانی را طی می کند و پسر کوچک خانواده که نسل امروز بوده که در مدرسه ها زندگی را می گذراند.

هرکدام به عنوان نشانه ای از نسل خود تفسیر می شود و حال، جامعه ما از این نسل ها تشکیل شده و در این اثر می بینیم که همه نسل های دیروز، امروز و فردا، همگی دچار بیماری و ضعف و بحران بوده و هیچ نسل سالمی دیده نمی شود که بتوان با اتکا بر او، امید اصلاح داشت و پریناز ایزدیار (به عنوان نسل جوان) نیز که بهترین آنهاست، دیگر بریده و توان اصلاح و بهبود خانواده (جامعه) را ندارد و فقر و فلاکت تا جایی پیش رفته که اخلاق را در جامعه مورد اضمحلال قرار داده و ما بعضا با بی اخلاقی هایی در جامعه  مواجه می شویم که بسیار شرم آور و فاحش است، اما از بس چنین مواردی در جامعه اتفاق افتاده دیگر برای همگان امری عادی شده است.

فیلم سینمایی ابد و یک روز با بازی پیمان معادی

مادر خانواده که از نسل گذشته است برای پسرش که در زندان یا کمپ بسر می برد، مقداری مواد مخدر را بصورت پنهانی نگه داشته تا پسرش که آزاد و سالم و سلامت شود آن را به او داده تا بتواند برای خود شغلی و یا درامدی ایجاد کند و وقتی ماموران ممکن است خانه را تفتیش کنند، آن را در دستان مادر می بینیم.

نسل میانه، ما مرد و زن، هر دو در تشکیل خانواده دچار مشکل بوده، پسر بزرگ خانواده با هنر نمایی پیمان معادی، چنین ادعا می کند که به خاطر این خانواده همچنان مجرد مانده است. هرچند که او نیز به بیماری اعتیاد گرفتار بوده و چند صباحی است که ترک کرده و سعی دارد زندگی بدون مخدر را تجربه کند و سالم بماند، اما این سلامت تنها در جسم بوده و در اخلاق او نشانی از سلامت نمی بینیم.

برادر کوچکتر در اخلاق از سلامت بیشتری برخوردار است اما مخدر و مواد روانگردان، سلامتی جسم را از او گرفته  و به او نیز امیدی نیست!

خلاصه هر کدام به نوعی با شرایط جسمی و روحی بیمار خود، جامعه امروز ما را ساخته و پرداخته اند به طوری که امیدی به اصلاح و بهبودی نیست؛ چراکه همه مشکلات دست به دست هم داده و نسل های مختلف جامعه را فاسد و یا نابود کرده و در جایی که نشانی از اخلاق در آن یافت نمی شود نیز، هر اتفاقی ممکن است رخ دهد.

نوید محمدزاده، بازیگر فیلم سینمایی ابد و یک روز

در پایان لازم میدانم به نکته ای اشاره نمایم که بنظر من از نقاط ضعف اثر است و آنهم اینست که انسان ها تک بعدی و تک ساحتی تصویر شده و زندگی نیز تک بعدی ارائه شده است. به هر حال ما می دانیم که موضوع تلخ است و می دانیم که فلاکت تمام زندگی آنها را گرفته، اما مهمتر از هر چیزی، بیان فلاکتها، بدبختی ها و معظلات به زبان هنر است؛ یعنی ما همواره باید بکوشیم که از زیبایی شناسی هنر بهره مند شده و سیاه ترین و تاریک ترین لحظات را در شکل، فرم و بیانی دارای زیباشناسی، مطرح کنیم. وگرنه چه تفاوتی میان یک فیلم با یک روزنامه دارد و چه نکته ای فیلم را به اثری هنری تبدیل می کند؟

زبان هنر، معیار های هنری و رعایت اصول هنری، می تواند توجه ما را به موضوع جلب نماید و از تلخی صریح و ژورنالیستی اثر بکاهد، اما متاسفانه اینکه بیان قصه در این اثر، بیانی چندان هنری نبوده و این قضیه به عدم شناخت کارگردان از مقوله هنر و زیبایی شناسی برمی گردد. همچنین باید بدانیم که زندگی همواره دولبه داشته و همه چیز یک شکل نبوده، در زندگی اگر یاس وجود دارد، امید نیز هست، اگر شک هست، یقین نیز در برابر آن می ایستد.

و شاید این نگاه تک ساحتی کارگردان به قصه فیلم ابد و یک روز است که این اثر را به ورطه سیاهنمایی کشانده و هیچ بارقه امیدی در آن نمی بینیم.

.

منبع: تکرا



ارسال نظر