مافیای کنکور ایران ؛ آیا می‌توان کنکور را حذف کرد؟

مافیای کنکور ایران چه کسانی هستند و آیا اصولا وجود دارند؟ اگر برای پاسخ به این سوال، به سراغ پشت پرده‌های کنکور سراسری آمده‌اید، حتما به پاسخ مورد نظر خود دست خواهید یافت؛ بله، خیر، هیچکدام!

مافیای کنکور ایران ، اولین چیزی که با شنیدن این جمله به ذهن نویسنده این مقاله می‌رسد، سخنان فرهاد رهبر، رئیس اسبق دانشگاه تهران و رئیس فعلی دانشگاه آزاد است. او چندی پیش اعلام کرده بود، مافیای کنکور ایران رقمی معادل 8000 هزار میلیارد تومان از طرق مختلف به جیب می‌زنند و با توجه به چنین گردش مالی بالایی، مانع حذف کنکور می‌شوند.

دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش کشور، مهدی نوید ادهم نیز در مصاحبه نسبتا مفصل خود با ایسنا ابتدا از نظر کارشناسان در رابطه با وجود مافیای کنکور در ایران صحبت می‌کند و سپس در ادامه، خود از لفظ مافیای کنکور استفاده کرده، از بازوهای اقتصادی برای تاثیر در آموزش و پروش و فروش کتاب و… سخن می‌گوید.سد کنکور

رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی حجت‌الاسلام و المسلمین محی‌الدین بهرام محمدیان نیز در گفتگو با ایسنا، اشاره به این موضوع داشت که قانون حذف کنکور مراحل تصویب خود را گذرانیده است، اما گروه‌های اجرایی به علت فشار گروه‌های مافیایی توان اجرایی نمودن این قانون را ندارند. این مساله تنها در جایی امکان پذیر است که دولت و مجلس توان خود را بر سر حذف کنکور بگذارند.


بیشتر بخوانید: افزایش قیمت سکه در بازار ایران ؛ خود کرده را تدبیر نیست!


با توجه به سخنان این بزرگواران و جایگاه شغلی و تصمیم‌گیری بالایی که در کشور دارند، باید چند احتمال مختلف را در نظر گرفت:

1- این بزرگواران با توجه به جایگاه مسئولیتی خویش، به اطلاعاتی دسترسی دارند که برای عموم مردم قابل دسترس نیست. از این رو، بر اساس اسناد و مدارکی که قابل افشا نیستند، از تاثیر مافیای کنکور ایران برای برقرار ماندن این آزمون سخن می‌گویند.

با پذیرش این فرض، بدون تردید انگشت اتهام به سمت سازمان سنجش و آموزش کشور نشانه می‌رود! سازمان سنجش زیر نظر وزارت علوم و تحقیقات و فناوری اداره می‌گردد. وزرای پیشنهادی این وزارت خانه، توسط رئیس جمهور معرفی و سپس در صورت اخذ رای اعتماد در مجلس شورای اسلامی، این مسئولیت را عهده دار می‌گردند. مساله اصلی اما اینجاست که سازمان سنجش، بیشتر نقش بازوی اجرایی را دارد تا تصمیم گیرنده، از این رو، بهتر است تمام حالت‌های ممکن را بررسی نمائیم:

  • مافیای کنکور ایران با گردش مالی 8000 میلیارد تومانی، توانسته‌اند در سطوح عالی تصمیم گیری نفوذ نمایند. با توجه به اینکه، مهمترین آزمون برگزار شده توسط سازمان سنجش در سال، به لحاظ رعایت سطوح امنیتی، تعداد شرکت کنندگان و… کنکور سراسری ورود به دانشگاه‌ها است، نمی‌توان ادعا نمود تصمیم گیری در این سطوح بدون هماهنگی با مراجع بالاتر صورت گرفته باشد.
  • با توجه به نقش شورای سنجش و پذیرش دانشجو در اجرایی شدن قوانین مربوط به حذف کنکور به طور مستقیم و تاثیر سوابق تحصیلی داوطلبین کنکور، این مساله قطعا از سوی اعضای این شورا باید به تایید برسد.
  • به گفته خدایی در مصاحبه‌ای که با خبرگزاری ایرنا در سال 95 داشت؛ وزیران علوم، تحقیقات و فناوری، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، معاون وزرا و رئیس سازمان سنجش، اعضای شورای سنجش و پذیرش دانشجو را تشکیل می دهند.
  • با توجه به اعضای تشکیل دهنده این شورا، آیا انگشت اتهام این افراد، به سمت این بزرگواران نشانه گرفته شده است؟ چراکه وظیفه اجرایی کردن قانون حذف کنکور به عهده اعضای این شورا است. –با توجه به شرح وظایف این شورا که در قسمت منابع سایت مشاهده خواهید نمود.-
  • آیا انگشت اتهام این بزرگواران به سمت رای قانون دیوان عدالت اداری در پی شکایت سر کار خانوم کریمی، نسبت به تاثیر قطعی نمره امتحانات نهایی در نتیجه کنکور است؟
  • رئیس دیوان عدالت اداری به طور مستقیم توسط رئیس قوه قضائیه انتخاب می‌شود. از سوی دیگر، ریاست هیات عمومی دیوان عدالت اداری کشور، با قاضی محمد جعفر منتظری در زمان تصویب این قانون بوده است. وی جزو با سابقه‌ و پرکارترین قضات کشور است.
  • با توجه به اینکه، تقریبا تمام تصمیم‌ گیران عمده این طرح، جزو مسئولین عالی نظام در گذشته و حال حاضر هستند، استفاده از لفظ مافیای کنکور و عدم توضیح بیشتر در قبال آن، دراز کردن انگشت اتهام به سوی مسئولین عالی نظام محسوب می‌شود… از این رو بهتر است، این بزرگواران نسبت به منظور کلام خود شفاف سازی نمایند!

2- فرض بعدی، عدم آگاهی به شیوه و سازکار برگزاری کنکور سراسری، نهادهای تصمیم گیرنده، دریافت اطلاعات غلط از سوی مشاورین و نسنجیدن صحت آنهاست.سد کنکور

در این صورت، با توجه به اینکه این افراد خود دارای مسئولیت‌های بالایی در کشور هستند، آیا چنین عذری از سوی آنان پذیرفته است؟ در صورتیکه، مشاورین این بزرگواران اطلاعات غلطی به آن‌ها داده‌اند و نسبت به سازوکار سیستم آگاهی نداشته‌اند، چرا باید در فیلد غیر تخصصی خود به کار گرفته شده به آن‌ها حقوقی پرداخت شود؟

3- فرض سوم، اظهارات پوپولیستی و عوام فریبانه در جایگاه یک مقام مسئول یا همدردی منفعلانه است. به بیان دیگر، این بزرگواران آگاهانه و عامدانه نسبت به طرح تئوری توطئه در جامعه اقدام نموده‌ و مردم را نسبت به سازوکارهای فعالیت نظام بدبین ساخته‌اند و از این طریق، قصد مطرح ساختن خود و… را داشته‌اند، از این رو آیا این عمل مصداق تشویش اذهان عمومی قرار نمی‌گیرد؟

ماده 698 قانون مجازات اسلامی:

«هر کس به قصد اضرار به غیر، یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی، به وسیله نامه، یا شکوائیه، یا مراسلات، یا عرایض، یا گزارش، یا توزیع هر گونه اوراق چاپی یا خطی با امضاء یا بدون امضاء، اکاذیبی را اظهار نماید، یا با همان مقاصد، اعمالی را برخلاف حقیقت رأساًً یا به عنوان نقل قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی، تصریحاً یا تلویحاً نسبت دهد، اعم از اینکه از طریق مزبور به نحوی از انحاء ضرر مادی یا معنوی به غیر وارد می‌شود، یا نه، علاوه بر اعاده حیثیت در صورت امکان، باید به حبس از دو ماه تا دو سال یا شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم شود.»

در حالت بعدی نیز، این سخنان نه از جایگاه یک مقام مسئول، بلکه به عنوان فردی از جامعه بدون در نظر گرفتن جایگاه مسئولیتی این افراد عنوان شده است. در این حالت نیز، هرچند بیان چنین موضوعی در مقام یک شخص حقیقی دارای حقوق شهروندی، مانع اجرای قانون نمی‌شود، اما نظیر چنین صحبت‌هایی را از سوی افراد غیر متخصص بسیاری در امکان عمومی می‌شنویم –حرفهای داخل تاکسی، صف نانوایی و… که کسی به آن‌ها استناد نمی‌کند!-پاسخ به سوالات کنکور

البته، فرض‌های دیگری نیز، بر این موضوع قابل تصور است، هرچند به دلیل اهمیت بیشتر این حالات، به آن‌ها پرداخته شده است. توجه داشته باشید، نویسنده این مقاله، تنها به بررسی حالات ممکن و دریافت‌های منطقی از سخنان این بزرگواران پرداخته و قصد نیت خوانی از سخنان ایشان وجود نداشته است.

افزون بر این، هر یک از بزرگوارانی که نام آن‌ها در این مقاله آمده است، در صورت تمایل قادر به ارائه پاسخ رسمی خود به تکراتو بوده، تکراتو نیز بدون هیچگونه دخل و تصرفی در پاسخ ایشان، عینا آن را منتشر خواهد نمود.

بیشتر بخوانید: مشهورترین نظریه‌های توطئه ؛ از سوسمارهای خانواده سلطنتی تا خزندگان فضایی

مافیا چیست

بر اساس تعریف فرهنگ معین، مافیا به هر سازمان مخفی تروریستی گفته می‌شود. در دیکشنری آکسفورد در تعریف مافیا چنین آمده است:

به سازمانی جهانی در زمینه جرم و جنایت گفته می‌شود که ریشه در ایتالیا دارد. اکنون، مافیا در ایتالیا و آمریکا ساختار پیچیده‌ای داشته و رفتارهای بی رحمانه‌ای از خود نشان می‌دهد.

افزون بر این، تعاریف عام تری برای مافیا یافت می‌شود. به عنوان مثال، در همان منبع از مافیا چنین تعبیر می‌شود.

هر سازمان یا گروهی که از روش‌های مافیا در راهبرد عملیاتی خود برای اعمال مجرمانه‌اش بهره ببردو یا گروهی که به طور مخفی و در پشت پرده بر روی جریان‌های مختلف تاثیر می‌گذارند.

با مطالعه تعاریف مختلف از مافیا، می‌توان به تعریفی جامع از این واژه رسید. گروهی که برای مقاصد اقتصادی خود، با استفاده از روش‌های پیچیده نظیر تطمیع، فریب، ارعاب و رفتارهایی مجرمانه اعمال قدرت می‌نمایند.

با توجه به این تعریف، آیا موسساتی که از کنکور کسب درآمد می‌کنند را می‌توان مافیا نامید؟ در واقع مافیای کنکور چیست و روش‌های مورد استفاده مافیای کنکور ایران برای تاثیر گذاری بر روی این آزمون چیست؟ چگونه می‌توان بر روی افراد کلیدی تصمیم گیرنده تاثیر گذاشت؟ پاسخ به چنین سوالاتی، مستلزم شفاف سازی مسئولین برگزاری کنکور یا مدعیان وجود مافیای کنکور است. بنابراین، به سراغ ماجراهای دیگری که پیرامون کنکور در جریان است، می‌رویم.کنکور سراسری

آیا کنکور یک صنعت است

برخی معتقدند کنکور در ایران نیز تبدیل به یک صنعت شده است. هرچند، نویسنده این مقاله، ترجیح می‌دهد پاسخ به این سوال را به عهده خوانندگان بگذارد.

به طور کلی و طبق یک اصل پذیرفته شده در اقتصاد، عرضه و تقاضا با یکدیگر بازار را کنترل می‌کنند. به بیان دیگر، در جایی که تقاضایی باشد، عرضه نیز به وجود خواهد آمد. در جایی که تقاضا به طور متعادل افزایش داشته باشد، عرضه نیز به طور متعادل پیشرفت می‌کند. به هم خوردن این توازان، موجب افزایش یا کاهش قیمت‌ها می‌شود، اما در شرایط عادی این توازن برقرار است.نقش طراحان سوال

خبرگزاری مهر در مقاله‌ای مفصل به کتاب‌های چاپ شده در شهریور ماه سال 1396 پرداخته بود. از مجموع 7941 کتاب منتشر شده در این ماه، 1364 عنوان، معادل 17 درصد کتاب‌های چاپ شده در این بازه زمانی، کمک درسی بودند. از نظر تیراژ کتاب‌های چاپ شده نیز وضعیت قدری عجیب‌تر بود. از حدود 11 میلیون کتاب چاپ شده در این ماه، 4 میلیون کتاب به حوزه کتابهای کمک درسی اختصاص داشت.


بیشتر بخوانید: ماجرای ۱۰ سرقت بزرگ تاریخ که تاکنون حل‌نشده باقی مانده‌اند


در این میان آمارهای جالب‌تری نیز از کتاب‌های چاپ شده توسط ناشران کمک آموزشی وجود دارد. انتشارات خیلی سبز، 522 عنوان کتاب را به تنهایی ارائه نموده بود. انتشارات گاج با 226 عنوان کتاب، مبتکران 156 عنوان، کانون فرهنگی آموزش 101 عنوان، پیشروان با 99 عنوان، الگو 67 عنوان، کلاغ سپید 50 عنوان که در صدر ناشران کمک آموزش قرار داشتند.

هرچند حجم کاغذ مصرفی در کتب کمک آموزشی معمولا بیش از کتب کودکان، ادبیات و… است، اما حتی با فرض یکسان بودن حجم کاغذ مصرفی در این کتب با توجه به یارانه مستقیم و غیر مستقیمی که دولت به صنعت چاپ و نشر اختصاص داده است، احتمالا دچار سرگیجه خواهید شد. برای بهبود سرگیجه‌تان، بهتر است به سراغ چند سوال سخت کنکوری برویم!آزمون ورود به دانشگاه

این آمار تنها بخشی از سیستم اقتصادی است که به وسیله کنکور درآمد کسب می‌کند، اما آیا کنکور باعث ایجاد چنین درآمدهایی برای این افراد شده است؟ آیا با حذف کنکور لزوما این درآمدها را نیز حذف خواهد کرد؟ آیا تمام مردم به طور یکسان از یارانه‌های مستقیم و غیر مستقیم دولتی برخوردار می‌شوند؟

برای این سوالات، یک جواب مختصر وجود دارد، خیر!

فرض کنید، فردا با چنین تیتر خبری رو به رو خواهید شد. کنکور 98 حذف شد. با توجه به اینکه، برای رشته‌های خاصی نظیر پزشکی، دندانپزشکی، مهندسی برق و… رقابت بسیار زیادی وجود دارد، سیستم آموزش عالی ناچار است، راهی برای دستچین کردن داوطلبین ورود به این رشته‌ها و دانشگاه‌های برتر اتخاذ کند.

در حال حاضر، راهکار مورد نظر استفاده از معدل کسب شده در امتحانات نهایی و استفاده از آن به عنوان جایگزینی برای سیستم ورود به دانشگاه‌ها است. از سوی دیگر، با توجه به اینکه، 85 درصد ظرفیت دانشگاه‌های کشور هم اکنون بدون کنکور برای داوطلبین قابل استفاده هستند، امتحانات نهایی علاوه بر اینکه در جهت سنجش سواد داوطلبین مورد استفاده قرار خواهد گرفت، برای سنجش توانایی داوطلبین برای 15 درصد ظرفیت دانشگاه‌ها نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در این شرایط، هر داوطلب به جای اینکه تنها یکبار در سر جلسه کنکور حاضر شود، مجبور است تا در طول برگزاری امتحانات نهایی هر روز کنکور بدهد!

از سوی دیگر، با توجه به اینکه، در امتحانات نهایی، سطح تراز داوطلبین با دقت کمتری قابل سنجش است، حساسیت پاسخ صحیح دادن به سوالات افزایش خواهد یافت. برای داوطلب کنکور و خانواده‌اش در چنین شرایطی چه راهکاری وجود دارد؟سیستم آموزش عالی

با توجه به اینکه، در صورت کوچکترین اشتباهی از سوی او، به دست آوردن فرصت جبران بسیار سخت است -اگر ناممکن نباشد- وی چگونه قادر به کنترل میزان استرس خود خواهد بود؟ ساده‌ترین روشی که برای مواجهه با چنین شرایطی وجود دارد، بالا بردن توان و آمادگی داوطلب است. بنابراین، داوطلب برای افزایش توان خود به سمت استفاده از کتب کمک آموزشی، اینبار به جای آموزش تستی به سوی آموزش تشریحی خواهد رفت.

به بیان ساده‌تر، هیچ تغییری در اصل مساله نداشته‌ایم، البته ممکن است، نگاه‌ها در مورد اصل مساله با هم تفاوت داشته باشند!- کنکور چهار ساعته و یکبار در سال، تبدیل به کنکوری پر تکرار و استرس مداوم شده است. اگر پیش از این، دانش آموزان دغدغه‌ای در رابطه با نحوه تصحیح پاسخ‎‌نامه‌ها نداشتند، پس از این، نحوه نگارش پاسخ نامه نیز تبدیل به یک دردسر جدی برای دانش آموزان خواهد شد.

البته، برخی معتقدند با حرکت به سمت، آزمون تشریحی به جای تستی، دانش آموزان به صورت مفهومی‌تر با مسائل درسی آشنا می‌شوند. از سوی دیگر، با توجه به اینکه شکل برگزاری کنکور و تغییر نکردن قسمت عمده‌ای از دروس، باعث شده است تا سوالات کنکور، به نحوی غیر منتظره به سمت تکنیکی شدن -تقریبا برای هر سوالی که در کنکور می‎بینید، یک روش حل تستی، بر مبنای حفظ کردن تکنیک‌هایی که در کتب کمک آموزشی و… مشاهده می‌کنید، وجود دارد.-  پیشروی داشته باشند، تغییر شکل برگزاری کنکور موجب بهبود کیفی مساله آموزش در کشور خواهد شد.نحوه پاسخ گویی

به هر حال، بیایید فرض را بر این بگذاریم که این طرح عملی باشد. حال به سراغ مواردی که برای اجرای این طرح مورد نیاز است، می‎‌رویم. آیا آموزش و پرورش، نیروی کافی برای پروسه‌های مراقبت، تصحیح اوراق امتحانی، حفظ امنیت آزمون و… در اختیار دارد؟

افزون بر این، فرض کنید فردی در سال 98 در امتحانات نهایی شرکت کرده و تراز الف را کسب نموده است. این فرد در اولین سال، به دلایل مختلف امکان ورود به دانشگاه را پیدا نمی‌کند (مثلا دچار بیماری شده است) در سال آینده، تراز وی چگونه با تراز دانش آموزانی که قصد ورود به دانشگاه را دارند، استاندارد خواهد شد. مشکلات بسیار دیگری شبیه به این مثال را می‌توانید تصور کنید.

 

به هر حال، آیا برگزاری کنکور موجب هدایت مناسب دانش آموزان بر اساس استعداد و توانایی‌هایشان به دانشگاه‌ها می‌شود؟ آیا لزوما بین فردی که رتبه 1 یا 10000 را در کنکور سراسری کسب نموده‌است، فاصله‌ای به اندازه درآمد چند میلیونی در آینده –با فرض اینکه، هر دو مشغول به کار شوند- و درآمد حداکثر یک میلیونی وجود دارد؟ آیا… و تا می‌توانید، از این دست سوالات طرح کنید!

راه حل معضل کنکور و مافیای کنکور ایران

مجلس شورای اسلامی و سایر نهادهای مربوطه، سالهاست بر روی حذف کنکور در درجه اول و ایجاد سیستم جایگزینی برای پذیرش دانشجو کار کرده‌اند، منطقا در این طرح‌‎ها تمام کم و کیف معضل کنکور و… را سنجیده‌اند. هرچند به نظر نویسنده، راه حل معضل کنکور، مافیای کنکور و… در حفظ شرایط فعلی نهفته است! –این قسمت مقاله را با چاشنی طنز بخوانید!-

در واقع، تمام تنشی که به داوطلبین برای کنکور وارد می‌شود، بر سر انتخاب رشته، شهر و دانشگاه مورد نظرشان است. در نهایت، پشت دلیل ورود به دانشگاه اگر نه برای همه داوطلبین که برای اکثر آنها، دلایل اقتصادی و اجتماعی نهفته است.

به عنوان مثال، داوطلب 18 ساله‌ای که قصد ورود به دانشگاه را دارد، تحت تاثیر فضای پیرامونی، به پذیرفته شدن در رشته پزشکی گرایش پیدا می‎کند؛ چراکه، در این صورت علاوه بر کسب منفعت مادی در آینده، جایگاه اجتماعی بسیار بالایی را نیز از آن خود خواهد نمود.حذف کنکور

در نقطه مقابل، کمتر داوطلبی، به طور پیش‌فرض خواهان تحصیل در رشته‌ای است که علاوه بر آینده شغلی نامشخص، به لحاظ اجتماعی نیز برای وی جایگاه اجتماعی بارزی را ایجاد ننماید. با توجه به مشکل بیکاری در بین فارغ التحصیلان دانشگاهی، احتمالا معضل کنکور به طور خود به خود حل خواهد شد.

زمانی که داوطلبی برای شرکت در دانشگاه وجود نداشته باشد، خود به خود کنکور از رونق خواهد افتاد. با از رونق افتادن کنکور، مافیای کنکور نیز در صورت وجود خارجی نابود خواهد شد!

هرچند، یک سناریوی دیگر نیز وجود دارد. با حذف برخی رشته‌های دانشگاهی که نیازی به آن‌ها در کشور نیست، یا به دلایل مختلف بازار کاری برای آنها وجود ندارد و کاربردی نمودن آموزش‌های دانشگاهی، نه تنها میل و علاقه افراد به حضور در دانشگاه افزایش خواهد یافت، بلکه این موضوع به طور متوازن اتفاق خواهد افتاد. به عنوان مثال، فرض کنید رشته‌ای مختص بازیافت زباله در دانشگاه‌ها ایجاد شود.

در صورتیکه، آموزشهای ارائه شده در این رشته، قابلیت به کار گیری عملی و بر مبنای امکانات بومی و… باشد، مسلما فارغ التحصیلان این رشته جذب بازار کار بسیار پر سود بازیافت زباله خواهند شد. با در اختیار قرار دادن وام‌های بانکی مناسب، صنعت بازیافت کشور توسط این افراد متحول می‌شود!

هرچند، مساله به همین سادگی نیست. به عنوان مثال، لزوما باید نحوه کار گروهی و ایجاد تعامل بین رشته‌های دانشگاهی و دانشجویان به افراد آموزش داده شود، به صورتیکه امکان استفاده از فارغ التحصیلان رشته‌های حسابداری، مدیریت، تاسیسات و… ایجاد پلن کسب و کاری مناسب برای آن‌ها در یک مجموعه فراهم گردد.

در چنین حالتی، در سالهای آینده، می‌توان افزایش تقاضا را برای تحصیل در چنین رشته‌ای مشاهده نمود. حال فرض کنید، به جای تنها یک رشته دانشگاهی، صد‌ها رشته دانشگاهی، کاربردی، عملی و… برای افراد متقاضی وجود داشته باشد. به این صورت تقاضا برای ورود به دانشگاه‌ها حالت متوازنی پیدا کرده، دیگر با معضلی به نام کنکور رو به رو نخواهیم بود.

توجه داشته باشید، این تنها یک فرض ساده در حالت تئوری است. در حالت عملی، معمولا چنان سنگ اندازی‌هایی انجام می‌پذیرد که نتیجه آن حفظ ساختار موجود دانشگاهی به هر قیمتی است.


بیشتر بخوانید: تحریم دارویی ایران ؛ تاریخچه، دلایل و تاثیرات تحریم دارو بر کشور


به هر حال، یک نکته بسیار روشن است. کنکور مایه دردسر داوطلبین و خانواده‌ها است. سالانه، مبالغ بسیار زیادی به طور مستقیم و غیر مستقیم، از منابع عمومی صرف غول هفت سری به نام کنکور می‌شود. هرچند، کنکور تنها یک نشانه از مشکلی است که در پشت پرده قرار دارد. مشکلی به نام اقتصاد نفتی که در آن، اقتصادی بودن فعالیت‌ها حکم شوخی را دارد. برای درک بهتر این موضوع بهتر است، یک سوال سخت کنکوری دیگر را مطرح کنیم:

در حال حاضر، بحث تحریم‌های ثانویه آمریکا، تبدیل به دغدغه‌ای جدی برای مردم شده‌ است. هرچند، دولت احتمالا با تدابیری خواهد توانست از سد تحریم‌ها عبور کرده، علاوه بر تامین مایحتاج مردم، به توسعه صنایع مختلف در کشور ادامه دهد. قطعا تحریم‌های اقتصادی برای کشور ایجاد اشکال خواهد نمود، اما تجربه و توانایی ایران در زمینه عبور از تحریم‌ها، باعث می‌شود تا حدودی این مشکلات را پشت سر بگذارد.

حال، فرض کنید به جای تحریم اقتصادی آمریکا، جامعه جهانی به ایران برای ورود به بازار آزاد و تجارت جهانی فشار وارد می‌کرد! فرض کنید، امکان اعمال تعرفه‌های دلخواه را بر روی کالاهای وارداتی و صادراتی نداشتیم! فرض کنید، دولت قادر به دادن یارانه‌های مستقیم و غیر مستقیم به مصرف کنندگان و تولید کنندگان نبود! فرض کنید… قیمت‌ها در ایران واقعی می‌شد!

آیا در چنین شرایطی، ایران قادر به حفظ جایگاه خود به عنوان صادر کننده بسیاری از محصولات می‌بود؟ آیا تولید بسیاری از کالاها در کشور به صرفه می‌بود؟ آیا صنایع مختلف کشور قادر به ادامه فعالیت به شکل فعلی خود بودند؟ هزاران سوال دیگر را می‌توان در هنگام مواجهه با این پیش‌فرض مطرح نمود، اما پاسخ به تمام آنها تنها یک کلمه است، خیر!

به بیان ساده‌ و به طور خلاصه، مشکل داوطلبین ورود به دانشگاه نه کنکور است و نه مافیای کنکور بلکه بازار کار نامتوازن، عدم امکان بهره گیری عملی از دروس دانشگاهی، عدم ارتباط مستقیم حوزه‌های کسب و کار با دانشگاه و… است. این مشکلات نیز، به واسطه اقتصاد یارانه‌ای کشور در تمامی حوزه‌ها، صنعت، کشاورزی و.. از یکسو و عدم برنامه ریزی صحیح برای نیروی کار کشور از سویی دیگر ایجاد شده است.

به نظر شما بزرگترین مشکل پیش روی داوطلبین ورود به دانشگاه چیست؟ نظر شما در رابطه با موضوع مافیای کنکور ایران چیست؟ آیا هنوز معتقدید که با حذف کنکور مشکل داوطلبین ورود به دانشگاه حل خواهد شد؟ نظر خود را با تکراتو در میان بگذارید.

منابع:



ارسال نظر (1 نظر)

    لطفا از وبلاگ من دیدن کنید تا مافیا کنکور رو بهتر بشناسید و پول ها تونو بیشتر از این بالا نکشند

    ghalamchifacts.blogfa.com

    0

    0
    پاسخ