بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما ؛ این فیلم ها داستان‌هایی واقعی را روایت می‌کنند!

فیلم های ساخته شده برحسب واقعیت به دلیل این که روایتگر زندگی واقعی هستند، محبوبیت دارند. . در این مطلب به معرفی بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما پرداخته‌ایم.

یکی از دلایل جذابیت سینما این است که اتفاقات و موضوعاتی در آن به تصویر کشیده می‌شود که در دنیای واقعی امکان وقوع آن‌ها وجود ندارد. به همین دلیل اکثر چیزهایی که در فیلم ها به تصویر کشیده می‌شوند، تخیلی و داستانی انگاشته شده و فرض کلی بر این است که در دنیای واقعی رخ نداده‌اند. اما همیشه اینطور نیست زیرا گاهی اوقات واقعیت بسیار عجیبتر از داستان و شخصیت سازی سینمایی است. ترکیبی از اتفاقات دیوانه کننده، رخدادهای تاریخی و ویژگی‌های شخصیتی افراد واقعی بارها ثابت کرده‌اند که ما انسان‌ها به گونه‌های جانوری دیوانه‌ای تبدیل شده‌ایم که برایشان غافلگیری دیگر غافگیر کننده نیست. در ادامه این مطلب می‌خواهیم شما را با بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما که ماهیتی این چنینی دارند، آشنا کنیم. با تکراتو همراه باشید.

بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما

۱- ۱۲۷ ساعت (۲۰۱۰)

127 ساعت
بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما

آرون رالستون از چندین جهت شخصیت جذاب و الهام بخشی است. نه به خاطر ماجرای مشهور زنده ماندنش در دره بلوجان بلکه این که او شغل ایمن و مناسب خود به عنوان مهندس را ترک کرده تا به طور تمام وقت به کوهنوردی بپردازد. قبل از رفتن به کوهنوردی در جنوب یوتا، رالستون هیچ یک از اعضای خانواده و دوستانش را در جریان سفر خود قرار نداد و در نتیجه چنین بی باکی غیرمعمولی، او قربانی حادثه‌ای شد که شانس زیادی برای زنده بیرون آمدن از آن نداشت. در حال کوهنوردی و در شرایطی که کاملاً تنها بود، دست رالستون در دیواره یک دره زیر یک سنگ بزرگ گیر می‌افتد. در این شرایط، رالستون شانس زیادی برای ترک آن دیواره با دست سالم نداشت و او بعد از ساعت‌ها فهمید که چاره‌ای جز گرفتن یک تصمیم ترسناک، متهورانه و البته دردناک ندارد.

بعد از ساعت‌ها فریاد زدن و درخواست کمک و تنها شنیدن پژواک فریادهای خود، رالستون دریافت که تنها شانس زنده ماندنش و خلاصی از این گرفتاری، جا گذاشتن دست خود زیر سنگ است. بله او تصمیم گرفت دست خود را قطع کند! ایده بریدن یک عضو بدن با چاقو به اندازه کافی ترسناک است، اما باید بدانید که چاقوی رالستون آنقدر کند بود که اصلاً نمی‌توان آن را چاقو نامید و او مجبور بود با همین وسیله گوشت و استخوان دستش را ببرد، کاری که تصورش هم مانند یک شکنجه واقعی است. رالستون مرد بااراده‌ای بود و بعد از ۱۲۷ ساعت ناامیدی، توهم، درماندگی و خودآزاری، توانست از کابوسی که در آن گرفتار شده بود رهایی پیدا کند، ۱۲۷ ساعتی که بعدها دنی بویل از آن برای ساخت فیلمی با عنوان «۱۲۷ ساعت» (۱۲۷Hours) استفاده کرد و آن را به یکی از بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما تبدیل ساخت. البته برای دراماتیزه کردن بیشتر این ماجرا، کارگردان داستان‌ها و جزییات فرعی به کلیت ماجرا اضافه کرد، اما کلیت داستان همان ۱۲۷ ساعت هولناکی است که زندگی رالستون را برای همیشه تغییر داد و یک ماجرای واقعی بود.

۲- فرار بزرگ (۱۹۶۳)

۲- فرار بزرگ (۱۹۶۳)
بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما

اشغالگری‌های آلمان نازی در طول جنگ جهانی دوم از خشنترین اپیزودهای تاریخ دنیاست، اما همین شرایط بنیانی را برای خلق داستانهایی دراماتیک از تلاش انسان‌ها به منظور بقا ایجاد کرد. در این دوران رفتارهای قهرمانانه بسیاری انجام شده که هنوز هم از آن‌ها یاد می‌شوند و فرار تعدادی از سربازان متفقین از کمپ اسرای جنگی اشتالاگ لوت ۳ در لهستان یکی از بهترین نمونه های این اقدامات متهورانه است که داستان آن الهام بخش فیلم معروف و پرستاره «فرار بزرگ» (The Great Escape) ، یکی از بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما، شد. این ماجرا نتیجه تلاش، مشارکت و برنامه ریزی بیش از ۲۰۰ زندانی به رهبری راجر بوشل بود و در جریان آن برای فرار زندانیان سه تونل هر کدام با یک اسم (تام، هری و دیک) ساخته شد.

گول زدن نگهبانان آلمانی کار ساده‌ای نبود، اما زندانیان از پس این کار برآمدند. دو تونل اول توسط مقامات کمپ شناسایی شدند، اما سومین تونل که زیر یک اجاق گاز در کمپ هات ۱۰۴ قرار داشت کشف نشده باقی مانده و به اسرای متقفین امکان فرار داد. نتیجه این تلاش یک عملیات متهورانه اما تراژیک بود زیرا از ۷۵ زندانی که موفق به فرار شدند، ۷۳ نفر با عملیات جستجو و شناسایی گسترده آلمان‌ها مواجه و قبل از رسیدن به خطوط متفقین دستگیر شدند. جان استرجس از احساسات خارق العاده‌ای که این داستان می‌توانست برانگیزد، آگاه بود و همانطور که انتظار داشت، «فرار بزرگ» به یکی از بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما تبدیل شد و در باکس آفیس نیز به فروش قابل توجهی دست یافت.

بیشتر بخوانید:

۳- برانسون (۲۰۰۸)

۳- برانسون (۲۰۰۸)
بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما

در زندگی روزمره کمتر پیش می‌آید که با شخصیتی مانند چارلز برانسون روبرو شوید. مردی با توانایی‌ها و نقاط ضعفی به یک اندازه که باعث شد از او به عنوان ملونترین و البته خطرناکترین و بدنامترین جنایتکار بریتانیایی یاد شود. او یک نقاش بسیار زبردست بود، به نحوی که برخی از آثار او مورد توجه منتقدان هنری قرار گرفتند و با قیمت‌های بالایی به فروش رسیدند. اما برانسون قربانی دوران کودکی آشفته و پر از خشونت خود بود، به نحوی که از همان دوران کودکی رفتارهای غیرنرمال و خشونت آمیز از خود نشان می‌داد و خیلی زود به هفت سال زندان محکوم شد.

ادامه خشونت‌هایش در زندان و نسبت به هم سلولی‌هایش باعث شد که دوران محکومیت او افزایش یابد. شرایط روانشناختی شخصیت برانسون نیز قابل توجه است: او یک بوکسور توانمند، یک انسان خیر و بشردوست و هنرمندی بزرگ است که سالوادور دالی را پرستیده و منبع الهام خود می‌داند. در زندان، برانسون به گفته خودش مانند یک پادشاه زندگی می‌کند. در سال ۲۰۰۸ بود که نیکلاس ویندینگ رفن فیلمی جذاب از ماجراهای برانسون و محکومیتش با عنوان «برانسون» (Bronson) ساخت که مورد توجه منتقدین قرار گرفت و به یکی از بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما تبدیل شد. برانسون به گروگان گرفتن نگهبانان زندان علاقه زیادی داشته و بارها این کار را انجام داد، اما هیچگاه کسی را نکشت.

۴- مونیخ (۲۰۰۵)

۴- مونیخ (۲۰۰۵)
بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما

درگیری بین فلسطینیان و اسرائیلی‌ها در طی سال‌ها همواره با فساد در سطح مقامات دو طرف همراه بوده است و ماجراهای واقعی که در فیلم «مونیخ» (Munich) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ به نمایش درآمده به خوبی خشم و تلافی جویی را در این رابطه به تصور می‌کشد. المپیک تابستانی ۱۹۷۲ مونیخ یکی از عجیبترین و دراماتیکترین وقایع تاریخ ورزش است که پایانی مرگبار داشت. ماجرا از این قرار بود که گروهی از چریک‌های فلسطینی، ورزشکاران اسرائیل را که در المپیک شرکت داشتند، به گروگان گرفتند. موساد نیز در پاسخ به این ماجرا در یک عملیات ویژه یکی از ماموران خود به نام آونر کافمن را مامور کرد که به بدترین شکل ممکن به این واقعه پاسخ دهد، چیزی که از نظر مقامات اسرائیل بیشتر شبیه به انتقام می‌بود.

در این ماجرا کافمن دچار بحران شخصیتی می‌شود و غیراخلاقی بودن چنین انتقامی او را به چالش می‌کشد، اما چاره‌ای جز پیروی از دستورات ندارد. قبل از این که به عنوان یک قاتل مخفی استخدام شود، او مجبور می‌شود از سازمان موساد استعفا دهد تا مقامات اسرائیل بعدها به خاطر ترورهای او مورد بازخواست قرار نگیرند. این عملیات ماه‌ها به طول انجامید و در چندین کشور انجام شد که البته تاثیری ویرانگر بر شخصیت و زندگی کافمن و سه همکارش در این ترورها داشت. در این فیلم اوج خشونت مقامات اسرائیلی در یک عملیات ترور برون مرزی به تصویر کشیده می‌شود به نحوی که باور کردن رخ دادن آن در دنیای واقعی دشوار است. مونیخ از بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما جهان است.

۵- جن گیر (۱۹۷۳)

۵- جن گیر (۱۹۷۳)
بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما

هالیوود پر از داستان‌های باورنکردنی، فانتزی و علمی تخیلی است که هر چقدر هم که خوب ساخته و پرداخته شوند، در نهایت تماشاگر می‌داند که این فیلم‌ها تنها داستان‌هایی ساخته و پرداخته ذهن و تصورات کارگردان‌ها و نویسندگان فیلمنامه هستند. گاهی این فیلم‌ها حاوی داستان‌ها و اتفاقات وحشتناک و ترسناکی هستند که باور نمی‌کنید چنین رخدادهایی هم در زندگی واقعی رخ می‌دهند. با این حال در این میان فیلم‌هایی نیز دیده می‌شوند که رخدادهای آن یا تنها قسمتی از آن از داستان‌های واقعی الهام گرفته شده‌اند. جن گیر (exorcist) یکی از همین آثار است و به عنوان یکی از بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما داستان یک نوجوان تسخیر شده و تلاش کشیشی را برای رهایی او روایت می‌کند.

۶- ناحیه دور افتاده (۲۰۱۵)

۶- ناحیه دور افتاده (۲۰۱۵)
بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما

فیلم «ناحیه دور افتاده» (Backcountry) به کارگردانی آدام مک دونالد داستان مرد و زنی ماجراجو را روایت می‌کند که ناگهان مسیر خود را در یک جنگل بی پایان گم می‌کنند. در حالی که آن‌ها بیشتر و بیشتر در دل جنگل گم می‌شوند، خرسی گرسنه سعی در شکار آن‌ها دارد. در کمال ناباوری این فیلم از داستانی واقعی الهام گرفته است که در سال ۲۰۰۵ رخ داد و یکی از بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما جهان محسوب می‌شود. مارک جوردن و ژاکلین پری تصمیم گرفتند که چهارمین سالگرد ازدواجشان را در جنگل‌های شمال اونتاریو بگذرانند.

در این حین خرس سیاه گرسنه‌ای به پری حمله می‌کند، اما جوردن موفق می‌شود او را نجات دهد و با ضربات مشت و یک چاقوی نظامی سوییسی خرس را فراری دهد. جوردن همسر زخمیش را در داخل یک کایاک گذاشته و برای دریافت کمک به جستجو می‌پردازد، اما در کمال ناباوری پری در بین راه می‌میرد. جوردن نیز که به خاطر مرگ همسرش به شدت درمانده بود در نهایت توانست خود را به منطقه‌ای مسکونی برساند و با ۳۰۰ بخیه زخم‌هایش را بدوزد. وی در سال ۲۰۰۷ از مقامات کانادا ستاره شجاعت را که دومین مدال باارزش شجاعت در این کشور است، دریافت کرد.

۷- اتاق (۲۰۱۵)

۷- اتاق (۲۰۱۵)
بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما

بری لارسون به خاطر بازی در فیلم «اتاق» (Room) به کارگردانی لنی آبراهامسون جایزه اسکار دریافت کرد، فیلمی دردناک در مورد عشق بین یک کودک و مادرش. در فیلم لارسون نقش زنی جوان به نام جوی را بازی می‌کند که ربوده، زندانی و بارها توسط مردی که تنها نیک پیر شناخته می‌شود، مورد تجاوز قرار می‌گیرد. در نتیجه وی پسری به نام جک را به دنیا می‌آورد و این دو در اتاقی کوچک و تاریک که از باغ دنیا دور مانده است، زندگی می‌کنند. در نهایت جک موفق می‌شود فرار کند و پلیس را از ماجرا آگاه کند.

این فیلم بر اساس رمانی به قلم اما دونوگو ساخته شده است، اما خیلی زود مشخص گردید که داستان این رمان از داستان واقعی زنی به نام الیزابت فریتزل، زنی اتریشی که در سن ۱۸ سالگی در زیرزمین خانه‌اش حبس شده بود، الهام گرفته است. کسی که او را زندانی کرد پدرش جوزف فریتزل بود که بیش از ۲۴ سال دخترش را محبوس کرد و در این حین وی ۷ بار بچه دار شد. یکی از آن‌ها بلافاصله پس از تولد می‌میرد، سه بچه نیز همراه با مادرشان در زیرزمین خانه زندگی می‌کنند و سه بچه دیگر نیز با ترفندی توسط پدر به خانه اصلی برده شده و توسط مادر الیزابت بزرگ می‌شوند. دردناک‌تر این که مادر الیزابت از ماجرا اطلاعی نداشت، زیرا شوهرش او را قانع کرده بود که دخترشان سال‌ها پیش خانه را ترک کرده است.

در مورد بچه‌ها نیز فریتزل گفته بود که آن‌ها فرزندان الیزابت هستند، اما الیزابت این بچه‌ها را روی چمن کنار خانه رها کرده است. در نهایت بزرگترین فرزند الیزابت که کرستین ۱۹ ساله بود و تمام مدت عمرش را در داخل این زیرزمین به سر برده بود، به شدت بیمار می‌شود و فریتزل راهی جز انتقال او به بیمارستان نمی‌بیند و به زودی پلیس در جریان ماجرا قرار می‌گیرد. در نهایت الیزابت ۴۲ ساله آزاد می‌شود و به دیگر فرزندانش می‌پیوندد و پدر سنگدلش نیز به حبس ابد محکوم می‌گردد. اتاق یک اثر رعب آور است، اما جزء بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما هم محسوب می‌شود.

بیشتر بخوانید:

۸-درود، سزار! (۲۰۱۶)

۸-درود، سزار! (۲۰۱۶)
بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما

فیلم «درود، سزار!» (Hail, Caesar!) که نویسندگی داستان و کارگردانی آن را برادران کوئن بر عهده داشته‌اند، هم نامه‌ای هجو آمیز و عاشقانه به دنیای کلاسیک هالیوود تلقی می‌شود و هم علی رغم واقعی نبودن داستان، شخصیت‌های فیلم نقش اشخاش واقعی را بازی می‌کنند؛ برای مثال اسکارلت جوهانسون در واقع نقش استر ویلیامز را که یک شناگر بزرگ بود، بازی می‌کند و نقش چینینگ تیتوم نیز به وضوح به جین کلی اشاره دارد. اما بزرگترین ارتباط بین این فیلم و تاریخ هالیوود در شخصیت ادی مانیکس با بازی جاش برولین نهفته است.

درست مانند شخصیت ادی مانیکس که در فیلم به تصویر کشیده می‌شود، ادی مانیکس واقعی کسی بود که بر رسوایی‌های بازیگران کمپانی مترو گلدوین مایر سرپوش می‌گذاشت. وی به بازیگران باردار کمک می‌کرد که به صورت غیرقانونی و بی سر و صدا سقط جنین انجام بدهند و مطمئن می‌شد که این ماجراها در مورد بازیگران درجه یک به رسانه‌ها درز پیدا نکند. برخلاف مانیکس فیلم، مانیکس واقعی مردی بسیار منفور و هرزه بود که با خشونت تمام با معشوقه‌اش رفتار می‌کرد و حتی چندین بار او را به بیمارستان فرستاد و وقتی که او سعی کرد از مانیکس شکایت کند، مانیکس کاری کرد که وی از هالیوود اخراج شود.

گفته شده که وی تمامی تلگراف‌هایی را که اعضای استودیو مترو گلدوین می‌فرستادند، قبل از ارسال مطالعه می‌کرد تا از اسرار تمامی بازیگران استودیو خبر داشته باشد. همچنین وی تعدادی دوست خلافکار داشت که در صورت لزوم بازیگران را تهدید کرده و سر جایشان می‌نشاند. به نظر می‌رسد که وی نقش مهمی در اعتیاد جودی گارلند داشته و بسیاری دیگر نیز بر این باورند که او در مرگ جورج ریوس که سوپرمن سریال‌های تلویزیونی بود نیز نقش داشته است. همچنین وی در سرپوش گذاشتن بر تجاوز یکی از مسئولین استودیو به نام دیوید راس به بازیگری به نام پاتریشیا داگلاس نیز نقش اصلی را ایفا کرده است.

وقتی که داگلاس سعی کرد ماجرا را به رسانه‌ها بکشاند، مانیکس تلاش کرد او را بی آبرو کند و با استخدام چند کارآگاه خصوصی سعی داشت که از گذشته او سر دربیاورد. وقتی که در این کار توفیقی نیافت دیگر بازیگران استودیو را وادار کرد که سوگند یاد کنند که داگلاس یک الکلی بوده و بدین ترتیب همه را به داستان تجاوز به او بی اعتماد کند. بدین ترتیب کسی به اظهارات داگلاس بها نداد. به عقیده افراد زیادی درود سزار هم جزء بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینماست.

۹- سکوت (۲۰۱۶)

۹- سکوت (۲۰۱۶)
بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما

فیلم «سکوت» (Silence) به کارگردانی مارتین اسکورسیزی که بر اساس رمانی نوشته شوساکو اندو ساخته شده، یکی از ناراحت کننده‌ترین فیلم های سال‌های اخیر هالیوود است. این فیلم داستان دو مرد مسیحی به نام پدر رودریگز (اندرو گارفیلد) و پدر گاروپ (آدام درایور) را در قرن هفدهم روایت می‌کند که در تلاش برای نجات استادشان، پدر فریرا (لیان نیسون) به ژاپن سفر می‌کنند. رودریگز به زودی در می‌یابد که پدر فریرا به شدت شکنجه شده تا دست از دین خود بردارد و در این حین آن‌ها با داستانی مشابه روبرو می‌شوند و توسط یک مامور رسمی ژاپنی که قصد از بین بردن دین مسیحیت را در ژاپن دارد، دستگیر می شوند.

اگر چه داستان این فیلم ساختگی است، اما در بخش‌هایی از آن از داستانی واقعی که در سال ۱۶۳۳ رخ داده الهام گرفته شده است که در آن یک کشیش پرتغالی به نام پدر فریرا به خاطر تلاش برای گسترش مسیحیت در ژاپن دستگیر می‌شود. همانند آن چه که در فیلم دیده می‌شود، پدر فریرا به صورت وارونه آویزان شده و تا نیم تنه در یک گودال دفن می‌شود. در نهایت او از مسیحیت دست کشیده و به دین شینتو می‌گراید. در ادامه وی برای دولت ژاپن مشغول به کار می‌شود و جزواتی را در مخالفت و تقبیح دین مسیح نوشته و حتی به بازجویی و تحت تعقیب قرار دادن مبلغان کاتولیک می‌پردازد.

بلافاصله پس از برائت فریرا از دین مسیحیت، گروهی از کشیشان مسیحی برای نجات روح او وارد ژاپن می‌شوند. یکی از این کشیش‌ها مردی ایتالیایی به نام جوزپه چیارا است که در فیلم نقش او را گارفیلد بازی می ‌ند. وی سرنوشتی مشابه پدر فریرا پیدا کرده و بعد از دست برداشتن از مسیحیت، نامی ژاپنی برای خود برگزیده، ازدواج کرده و زندگیش را وقف ترجمه کتاب‌های علمی لاتین می‌کند و در نهایت در سال ۱۶۸۵ از دنیا می‌رود. از سکوت به عنوان یکی از بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما با ماهیتی دینی – احساسی یاد می‌شود.

۱۰- عواقب (۲۰۱۷)

۱۰- عواقب (۲۰۱۷)
بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما

در فیلم «عواقب» (Aftermath) به کارگردانی الیوت لستر، آرنولد شوارتزنگر نقش یک کارگر ساختمانی به نام رومن ملنیک را ایفا می‌کند که همسر و دخترش را در یک سانحه هوایی دلخراش از دست می‌دهد. وی که از این حادثه سخت ضربه خورده سعی می‌کند از مامور کنترل پروازی که مسئول مرگ خانواده‌اش می‌داند، انتقام بگیرد و بدین ترتیب فرد مذکور را با ضربات چاقو به قتل می‌رساند. در کمال ناباوری این فیلم از داستانی واقعی الهام می‌گیرد که در آن مردی روسی به نام ویتالی کالویف در سال ۲۰۰۲ همسر و فرزندش را در پروازی از مسکو به بارسلونا و در اثر برخورد دو هواپیما از دست می‌دهد.

در نتیجه ی این سانحه ۷۱ نفر جان خود را از دست دادند که ۴۵ نفر آن‌ها کودک بودند. کالویف که از این حادثه شوکه شده به سرعت خود را به محل سقوط هواپیما رسانده و جنازه یکی از دخترهایش را پیدا می‌کند. در ابتدا گفته شد که یکی از مامورین پرواز به نام پیتر نیلسن در این تصادف مقصر بوده که بعدها این اتهامات رد شد. اما نتیجه تحقیقات کالویف را راضی نکرد و زمانی که شرکتی که نیلسن در آن کار می‌کرد به کالویف پیشنهاد داد که در ازای دریافت مقداری پول از آن‌ها شکایت نکند، اوضاع بدتر شد. کالویف که دیوانه شده بود نیلسن را پیدا می‌کند، وارد خانه او می‌شود و با ضربات چاقو او را به قتل می‌رساند. عواقب هم جزء بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما است.

11- کتاب سبز (2018)

11- کتاب سبز (2018)
بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما

جدیدترین عنوان ما در فهرست بهترین فیلم های واقعی تاریخ سینما، فیلم سینمایی کتاب سبز (Green Book) است. داستان این فیلم درباره دان شرلی، آهنگساز و پیانیست سیاه‌ پوست آمریکایی‌ است که برای تور خود به یک راننده نیاز دارد. او یک مرد ایتالیایی-آمریکایی را برای این کار استخدام می‌کند که ظاهرا نژادپرست است و نسبت به سیاه‌ پوست‌ها دید خوبی ندارد؛ اما رابطه این دو تا انتهای فیلم دستخوش تغییرات زیادی می‌شود. کتاب سبز در نودویکمین مراسم اسکار، جوایز بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مکمل مرد را به خود اختصاص داد.

باور به چیزهای عجیب و غریب و قدیمی مانند جن گیری، در قرن بیست و یکم دشوار است اما تاریخ عکس این موضوع را ثابت می کند. اتفاق مشابهی برای یک کشیش در فیلم «جن گیر» (The Exorcist) رخ می دهد که با باورهای مذهبی خود دچار مشکل شده و در نهایت با نتیجه ای تراژیک از این تشویش ذهنی رها می شود. اگر چه در فیلم ترسناک مشهور ویلیام فریدکین برای ایجاد یک فضای ترسناک کارهای زیادی شده اما ماجرای واقعی رخ داده نیز از این لحاظ دستکمی از ماجراهای فیلم ندارد.

نوجوان واقعی که ظاهراً جن زده شده بود یک پسربچه به نام رونالد بود و نه یک دختر که بعد از جد افتادن از عمه دوست داشتنی اش شروع به نشان دادن رفتارهای عجیب و غریبی کرد. با افزایش رفتارهای درسرساز و خشونت آن ها که با ایجاد زخم هایی روی بدن پسربچه همراه بود، والدین او در این باره با چندین کشیش مشورت کردند. در این زمینه علم و به خصوص روانشناسی و روانکاوی نتوانستند پاسخی ارائه دهند و بعد از تلاش های فراوان، شیطان به همان شیوه ای که در فیلم دیده می شود کالبد رونالد را رها می کند. بر اساس کتاب هایی که در مورد این ماجرا نوشته شده، رونالد به دلیل عملیات جن گیری کشیش باومن از این حالت توهمی خارج شده و بهبود یافت.

بیشتر بخوانید:

.

منبع: تکراتو



ارسال نظر